خيابانگرد در ميان سايه هاي چهار راه زني در تاريكي فرو مي رود و به انتظار مي ايستد تا به سر رسيدن پليسي دو باره راه افتد با لبخندي شكسته، ماسيده بر صورتي رنگ شده روي استخواني خسته، و چشماني به حسرت نشس… بیشتر →
کودکی گم شدهthelostchildhood wrote 1 year ago: خيابانگرد در ميان سايه هاي چهار راه زني در تاريكي فرو مي رود و به انتظار مي ايستد تا به سر رسيدن پلي … more →
thelostchildhood wrote 1 year ago: خيابانگرد در ميان سايه هاي چهار راه زني در تاريكي فرو مي رود و به انتظار مي ايستد تا به سر رسيدن پلي … more →