شاید دوست یدارم بازگشت به خانه پلیدتر از نگاه معصومانه ات به دودی که از لاشه ی سیاهم برخواهد خواست بدانم به چه فکر می کنی هراسم از سکوت نیست از ناتوانی در شکستن چیزی کمتر از هیج کهنه و شریر نه خانه ای… more →
Selfish Poetrysrosh wrote 4 months ago: شاید دوست یدارم بازگشت به خانه پلیدتر از نگاه معصومانه ات به دودی که از لاشه ی سیاهم برخواهد خواست ب … more →
میم wrote 4 months ago: پیرمردی مفلس و برگشته بخت روزگاری داشت نا هموار و سخت هم پسر، هم دخترش بیمار بود هم بلای فقرو هم تیم … more →
درویش wrote 9 months ago: در گویش روزمره مردم، شیطان همان ابلیس فرض شده ،لذا کلمه «ابلیس» نیز «شیطان» را به ذهن متبادر می کند … more →
درویش wrote 9 months ago: در گویش روزمره مردم، شیطان همان ابلیس فرض شده ،لذا کلمه «ابلیس» نیز «شیطان» را به ذهن متبادر می کند … more →
srosh wrote 1 year ago: شروع ما، شروع من و تو، بی تو و به امید تو، فقط برای تو خواندن و به امید تو ماندن به یاد تو و به نام … more →
srosh wrote 1 year ago: What if I close my eyes and there’s no tomorrow What if I pay the price and my tag says sold W … more →
srosh wrote 1 year ago: ستاره های کم سوی آسمان ، او منتظر ایستاده است… برگ ها به زمین چنگ انداخته اند .. باد ما … more →
srosh wrote 1 year ago: تپه بلند و خسته از انتظار خسته در انتظار مرگ لحظه ای ابدی از آرامش و برگ ها روی تنش می غلتند بی اختی … more →
srosh wrote 1 year ago: من و غرور نبرد ناتمامی داریم برای تسلط من و شرم تلاش بی فایده ای می کنیم برای هیچ هیچ به ما نمی رسد! … more →
bamdadi wrote 1 year ago: چندی پیش توی کانال دیسکاوری مستندی را دیدم درباره حیات وحش منطقهای در آفریقا. داستان خشکسالی بود و … more →
srosh wrote 1 year ago: منتظر ایستاده اند برای ذره ای دلیل که از آسمان ببارد وقتی ابرها خورشید را تنها گذاشته اند . کوه ها … more →