فري چاقو كش (شاخ به شاخ) و حديثه خانم (چشم غمگين) به بازي 24 ساعت مونده به سفر ابدي اينوايتم كردند! من هم استجابيدم : * اگه همين الان بهم خبر بدن كه 24 ساعت بيشتر به پايان زندگيم نمونده خيلي خوشحال مي… more →
یادداشت های یک دیوانهsaanay wrote 1 week ago: دوباره باز من و سکوت شب دوباره باز من و سکوت و یاد تو… … more →
saanay wrote 1 week ago: بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب … more →
Ehsan wrote 2 months ago: 1- با مریم و آیدا منتظر ترم بودیم که مرد جلو آمد و با کنجکاوی -به انگلیسی دست و پا شکسته- پرسید: … more →
bamdadi wrote 2 months ago: تلفن زنگ خورد. خودش بود. از صبح بیست باری زنگ زده بود. اینبار اما بوی دردسر میداد. صدای زنگش انگا … more →
portraitofme wrote 3 months ago: I love you like the sun … more →
yekzanblog wrote 4 months ago: یادمه از کجا شروع شد و چطوری وارد شدی به این زندگی اما چی شد چطوری این همه احساسم درگیر شد یادم نیست … more →
کاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote 4 months ago: شخصیت اول : آبدارچی اداره پشت سیستم یکی از همکاران می نشینید و از آنجایی که فقط جستجو با گوگل را ب … more →
Ali wrote 4 months ago: همیشه می گم نزدیکی اما آخه کجا ؟ می گن آدرست رو از ستاره های آسمون باید بپرسم . کی میدونه نزدیک ترین … more →
myletterz wrote 5 months ago: کجایی پس ؟ من هنوز خمار چشمهای عجیب توام . با من باش … … more →
Ali wrote 5 months ago: می دانم همیشه چقدر نزدیکی رویا او نگاه در پی اش به دور دست ها خیره مانده بود و لب ها با سکوت خود فری … more →
ژنرال فرهاد wrote 7 months ago: واژهها را نفرين میکنم و آه میکشم در آينهی مهآلود پر از تو میشوم بی چتر … more →
madadkar wrote 7 months ago: خدای من، یه کمی احد و واحد نباش. تهران هم برو. من بلد نیستم میشود کجای شهر. تو خدایی ولی، بلدی لابُ … more →
rendaaneh wrote 7 months ago: به همه جای بودن سر میزنم تو نیستی . این حقیقت است !!! … more →
rendaaneh wrote 7 months ago: وجدان یا معرفت هم اگر اندکی داشتی حالا کنار شب ماه که می نشستیم صدای ساز پرمان می کرد … … more →
rendaaneh wrote 7 months ago: تو اتفاق افتادی و من این اتفاق را سخت دوست میدارم. … more →
م . ف wrote 7 months ago: این یک نامه ست ، برای تمام آن چه تو نام دارد ، نامه ای هنوز به پایان نرسیده ، شاید هرگز خط دیگری … more →
rendaaneh wrote 7 months ago: عشق من از من چه می خواهی دگر من که لیلی وار مجنون توام من که چون دیوانه مفتون توام عشق من از من … more →
AtAl Matal wrote 8 months ago: روزهای متمادی در همان چند ساعت زندگی می کنم. … more →
madadkar wrote 8 months ago: فرقی نمیکند زیاد؛ قسمت اگر به رسیدن باشد که … میرسیم لابُد. گیرم، تو از چپ بروی و من راست. ت … more →