روبروی شومینه روشن نشسته بود . دیگر حتی گرمای آتش شومینه هم نمی توانست سردی زندگی او را گرم کند . صدای رعد و برق نوید بارانی تند در بیرون از خانه بود . به کنار پنجره آمد و به بیرون نگاهی انداخت .… more →
شب نوشت های منaneeshtan wrote 1 year ago: روبروی شومینه روشن نشسته بود . دیگر حتی گرمای آتش شومینه هم نمی توانست سردی زندگی او را گرم کند … more →