سلام دوستاي عزيز فكر نمي كردم اولين مطلبي كه به صورت خودموني مي نويسم در مورد اندوه و غم باشه ولي چيكار كنم دنيا اينجوريه ديگه ! عمه ي من 2 روز پيش به رحمت خدا رفت و چشم هاي همه ي ما رو گريون كرد . ال… بیشتر →
نويسندگان بدون مرزirjavan wrote 7 months ago: زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: “زیبایی زنان ایرانی چنان خیرهکننده است که هوش از سر بیننده … more →
master-hide wrote 1 year ago: من سربازی آموزشی ………. سلام… آمدیم و داریم میریم.! بلاخره شروع شد! 2 هفته ه … more →
master-hide wrote 1 year ago: آمدیم …. بنویسیم بریم! امروز ساعت 4:30 صبح بیدار شدم! ساعت 5 آژانس سوار شدم! با سرعت نور ساعت … more →
master-hide wrote 1 year ago: آمدیم… و اندر احوالات زورگاری که هست و نفسی که میکشیم!!! همش دود داره!!! بعد از کش و قوس های ف … more →
master-hide wrote 1 year ago: آمدیم… زنده ایم و خوب! امروز رفتم … اسم خواندن .. خبری نبود! موکول به فردا شد! 7 صبح! ام … more →
master-hide wrote 1 year ago: من اومدم… شرمنده دیر شد! ماه رمضان هم اومد … خوفه برای من بسی خوشحالیم … آلبوم آقا … more →
master-hide wrote 1 year ago: سلام من اومدم! خسته بودم – حوصله هم نداشتم بیام بنویسم!!! من بسی لذت می برم و بسی خوشحالم از اینکه … more →
master-hide wrote 1 year ago: ما اومدیم… متاسفانه به دلیل مشغولی ه زیاد نشد بیام و update کنم! خوب بریم ببینیم دنیا دسته کی … more →
master-hide wrote 1 year ago: ما اومدیم بوق بوق… کارام سنگین ه …. یه پاور ه یه دستگاه دستم ه سوخته – قطعاتش هم پیدا نم … more →
master-hide wrote 1 year ago: خوب…ما اومدیم دوباره! کارام سنگین ه! اصلا و رسما بیچاره گردیده ام… بلاخره دانلود ش تموم … more →
master-hide wrote 1 year ago: سلام من اومدم آقا ما قرار بود زود زود آپدیت کنیم نمیذارن! یعنی عملا این ISPهای بیچاره که مجبورن همه … more →
master-hide wrote 1 year ago: اومدیم… میبینم که بلاخره سیستم فامیلی و اینا … برامون یه کامنت اومد!:) ایوول.! دارم روی … more →
master-hide wrote 1 year ago: آسمان … نفس که می آبد و می رود… نگاه تو بر من… خنده ی تو .. آقا اومدیم بترکونیم من … more →
master-hide wrote 1 year ago: آمدیم… عزیزان بنده زنده میباشم… قرار بود ما زود به زود آپدیت کنیم اما نشد که بشه! به هرح … more →
master-hide wrote 1 year ago: ما اومدیم… این چند روز تعطیلی هم برای خودش عالمیه اا … البته من بیکار نیستم تقریبا! ولی … more →
مهدی wrote 1 year ago: سلام دوستاي عزيز فكر نمي كردم اولين مطلبي كه به صورت خودموني مي نويسم در مورد اندوه و غم باشه ولي چي … more →
master-hide wrote 1 year ago: من زنده ام خوب یکمی خیال راحتی… این چند وقت فقط و فقط حس نوشتن نمی اومد نمیدونم چرا! چند روز پ … more →
master-hide wrote 1 year ago: ما زنده ایم خوب و عالی … البته یکمی زیاد خسته! 4-5 روز پیش رفتم جمهوری قسمت لوازم الکترونیکی د … more →
master-hide wrote 1 year ago: ما هستیم زنده به نفسی که هست در این شهر تهران… امروز ذهنم کمی مختوش ه! نمیدونم چرا! امروز صبح … more →