در این غروب غمزده بر من ببار بر برگهاي بي طراوت من اما ابر عقيم بي نم باران گذشت و رفت عابر به سوي من بر شاخسار من بر شاخسار بي بر و برگم نظر فکن اينجا هر چند چشمه سارا روان نيست بنشين بنشين دمي و بر … بیشتر →
R O O T K I Tريــــحـــــا نــــه wrote 1 year ago: واى ى ى ى ى ى , ممنونم ريحانه ى عزيز … تو اگه مي دونستي با يه اس ام اس ممكنه يه نفر تا حـــدي … more →
ريــــحـــــا نــــه wrote 1 year ago: من تمنّا كردم كه تو با من باشى تو به من گفتي : … more →
contpasha wrote 2 years ago: روزی اگر سراغ من آمد به او بگو من می شناختم او را ، نام تو راهمیشه به لب داشت حتی در حال احتضار آن د … more →
R O O T K I T wrote 2 years ago: در این غروب غمزده بر من ببار بر برگهاي بي طراوت من اما ابر عقيم بي نم باران گذشت و رفت عابر به سوي م … more →
R O O T K I T wrote 2 years ago: اين عشق ماندني اين شعر بودني اين لحظه هاي با تو نشستن سرودني ست اين لحظه هاي ناب در لحظه هاي بي خودي … more →
R O O T K I T wrote 2 years ago: گویي شب را پگاه نيست هر سو سکوت هست سکوتي هراسنک اي کاش تا شيشه دريچه اين خانه بشکند سنگي ز دست کودک … more →