تراموا wrote 4 months ago: - بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم؟ - ندانی و بمیری. - قربان شما. … more →
تراموا wrote 5 months ago: بعضیوقتها یادم میره چهجوری باید خوابید؛ بعد هر چی بیشتر فکر میکنم، بیشتر یادم میره قبلا چهجوری … more →
تراموا wrote 7 months ago: هی اونا سرویس زدن، هی ما سرویس شدیم. … more →
تراموا wrote 10 months ago: و در اقدامی نمادین در مراسم افتتاحیه پاراالمپیک حاضر شد. … more →
تراموا wrote 1 year ago: و بعدها فهمیدم که معلم یک آدم خیلی معمولیست. … more →
تراموا wrote 1 year ago: انگیزه، میل، تحریک، اوج، فرونشینی … more →
تراموا wrote 1 year ago: هنوز هم فکر میکنه حس چشایی، همون چشم و عنبیه و مردمکه! … more →
تراموا wrote 1 year ago: به یک جفت مناسب (ترجیحا خانم!) جهت برقراری روابط حسنه نیازمندیم… با ما تماس بگیرید![شعر مربوطه … more →
تراموا wrote 1 year ago: - شما چرا بچهدار نمیشین؟- آخه شوهرم همهی اموالشو بخشیده.- یعنی همهی همه؟- … more →
تراموا wrote 1 year ago: یکی از سوالات مهم کودکی من این بود که چرا بعد از خوندن سورهها میگن خدا به علی و عظیم صدقه داد؟! … more →
تراموا wrote 1 year ago: - این دیجیها هم دیگه خز شد رفت پی کارش.- آره، الان دیگه راک و شیطانپرستی مد شده. … more →
تراموا wrote 1 year ago: خیالت تخت، من اگه قولم بره سرم نمیره. … more →
تراموا wrote 1 year ago: زندانی سیاسی… اعدام باید گردد! … more →
تراموا wrote 1 year ago: 16 آذر 83 بود. 9 صبح رسیدیم دم در؛ جمعیت زیادی بیرون در جمع شده بودن و درها بسته بود؛ بعد از یه مدت، … more →
تراموا wrote 1 year ago: اگه راستی مردی… باید دنبالم بگردی.[عیال مربوطه در توهم] … more →
تراموا wrote 1 year ago: این اسید چرب ترانس پایین که میگن شمایید؟! … more →
تراموا wrote 1 year ago: فقط برای استعمال خارجی است. (یعنی نباید بخوریدش) … more →
تراموا wrote 1 year ago: دو تا چشم سیاه داری، دو تا موی رها داری. … more →