من به اتهام عضویت در گروه موحدین انقلابی در سال 64 دستگیر، زندانی، و پس از طی یکسال از محکومیتم با عفو مشروط آزاد و از شغل معلمی ام نیز اخراج شدم. البته عضویتم در این گروه مخرب و تروریست صرفاً محدود م… more →
واصباحادرویش wrote 1 week ago: من به اتهام عضویت در گروه موحدین انقلابی در سال 64 دستگیر، زندانی، و پس از طی یکسال از محکومیتم با ع … more →
درویش wrote 2 weeks ago: تنها اگر چشمی داشته باشید،خواهبد دید که خامنه ای آشکار تر از یزید بر ضد اسلام و حریت انسان خروج کرده … more →
رضا.ب wrote 2 weeks ago: روزی شیخ نظام، به این فکر افتاد که قبل از او هم بودند کسانی که همچون خود، استاد بودند و ای بسا بهتر … more →
سعید wrote 2 weeks ago: آنان که فکر میکنند داناتر از آنند که در سیاست دخالت کنند، مجازاتشان این است که سلطهی احمقها را … more →
رضا.ب wrote 1 month ago: حکایتی از شیخ معظم، شیخ نظام: در گذر از کوچه، فردی را دیدم که نالان و سرگشته بود. از ظاهرش، پی به با … more →
رضا.ب wrote 1 month ago: اون زمونی که گفتم پیاده شو باهم بریم، هی گفتی اگه پاش بیفته و یه پَ پَ هم گیرمون بیاد میدیمش به تو. … more →
رضا.ب wrote 1 month ago: توجه : افراد بیجنبه از خواندن این مطلب امتناع ورزند. فردی غمین و درهمی را دیدم، بدفرم ناخوش و ناراح … more →
رضا.ب wrote 1 month ago: “نظام نظمینه” نام شخصی بود که در شهری زیستن میکرد. به واسطهی اسمش علاقهاش را کشف نمود. … more →
رضا.ب wrote 1 month ago: پسری عاشق شد، عشقش، گذاشت و رفت، پس، دختر بیمار شد و در نکبتی اسفبار درگیر و چنین است سرانجام گناه ک … more →
سینا wrote 2 months ago: آورده اند که مومنی که از مرض نفخ رنج بسیار میبرد در حیاط مسجد ایستاده و در کنار حوض سخت به وضو مشغو … more →
5pesar wrote 2 months ago: لینک به منبع مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا كریمخان را ملاقات كند. سرباز … more →
Ehsan wrote 3 months ago: حکایتی خواندم از کتاب “اسرار مگو” که حیفم آمد نگذارمش اینجا. آن قدر قشنگ است و خوب بیان … more →
ناردونه wrote 5 months ago: US$3,500,000.00 همهاشو میخوام ویسکیِ کلهاسبی بخورم با یکیپسرم. تا کور شود هرآنکه نتواند هر … more →
خرمگس wrote 6 months ago: یکی از علاقه مندان داریوش فرضیایی که بدون اطلاع پدر و مادرش او را عاشقانه دوست دارد و امیدوار اس … more →
Maryam wrote 6 months ago: زشترویی در آیینه به چهره خود می نگریست و می گفت: سپاس خدای را که مرا صورتی نکو بداد. غلامش ایستاده ب … more →
امین هاشمی wrote 8 months ago: می دونی؟یک وقت هایی هست که می بینی نقشه ها و برنامه های بدون نقصت از روی کم کاری دیگران و یا اتفاقات … more →
noonva wrote 8 months ago: این وبلاگ به آدرس NOONVA.IR منتقل شده تمام مطالب قبلی به همراه ده ها مطلب جدید در انتظار شماست. اگر … more →
noonva wrote 8 months ago: این وبلاگ به آدرس NOONVA.IR منتقل شده تمام مطالب قبلی به همراه ده ها مطلب جدید در انتظار شماست. اگر … more →
aMiN wrote 9 months ago: اين هم يك انشاء از يك دختر كوچولو 10 ساله از زبان معلم اين دانش آموز: مسلما اين موضوع انشاء براي هزا … more →