شب سراسر زنجیرِ زنجره بود تا سحر، سحرگه بهناگاه با قُشَعْریرهی درد در لطمهی جان ما جنگل از خواب واگشود مژگانِ حیرانِ مرگاش پلکِ آشفتهی برگاش را، و نعرهی اُزگَلِ ارّه زنجیری سُرخ بر سبزیِ نگرانِ… more →
بهمنانه wrote 5 months ago: شب سراسر زنجیرِ زنجره بود تا سحر، سحرگه بهناگاه با قُشَعْریرهی درد در لطمهی جان ما جنگل از خواب و … more →
برچسبها: Collection, Shamlu, سرخ, سبز, شب
این برچسب را با خوراک دنبال کنید