1- بزرگی با شاگردش در بازار میرفت. به بساط جوجهکبابی رسید. فروشنده را گفت: «کبابی به ما بده تا جوجههایت را کیش نکردهام!». گفت: «ندهم تا ببینم جوجه پخته را کیش چون توانی کرد؟». دستی تکان داد و تمام… بیشتر →
«خاطرات بابای آیدا»Ehsan wrote 3 days ago: 1- بزرگی با شاگردش در بازار میرفت. به بساط جوجهکبابی رسید. فروشنده را گفت: «کبابی به ما بده تا جوج … more →
Ehsan wrote 2 weeks ago: اصولن الان وقت پست نوشتن نیست با این همه کاری که ریخته روی سرم. ولی چند تا اتفاق پشت سر هم افتاده که … more →
Ehsan wrote 2 weeks ago: حدس بزنید نوشتههای این تصویر چه چیزی را نشان میدهد و جایزه بگیرید! … more →
Ehsan wrote 3 weeks ago: × پیشاپیش شرمنده بابت کلمه خلاف عفت عمومیِ اَسهول. منِ اَسهول از اول چک نکردم که این بلیط برگشت، ی … more →
Ehsan wrote 1 month ago: نه که فکر کنید بابای آیدا اینقدر آدم ضایعی هست که به هیچ یک از خواستههای زندگیاش نرسیده باشد. مثا … more →
Ehsan wrote 1 month ago: داشتم زور میزدم برای فراخوانی تاریخ تولدم از حافظه دائم. کارمند پذیرش هتل مودبانه منتظر فرم بود. گف … more →
Ehsan wrote 1 month ago: سال اول فوق لیسانس بودم. زمستان بود. باران هم میآمد. رفته بودیم جلسه دفاع یکی از بچههای فوقلیسانس … more →
Ehsan wrote 1 month ago: اول همینجا بگویم امروز بابای آیدا بیست و هشت سالش تمامشد و رفت توی بیست و نه. بعد باز هم بگویم که … more →
Ehsan wrote 1 month ago: فکر میکنم این تضمین، کار بهار است. پینوشت- وگرنه من همان خاکم که هستم. … more →
Ehsan wrote 2 months ago: صفحه تقدیم پایان نامه فوق لیسانس بابای آیدا در آن روزگاران خوش دور (منظور همین 4 سال پیش است) یا وقت … more →
Ehsan wrote 2 months ago: بابای آیدا یادش می آید در دوره لیسانس امکان نداشت موقع جستجوی عبارت “drilling penetration rate … more →
Ehsan wrote 2 months ago: بخشی از چت بابای آیدا (ب.آ) در گوگل تاک با یک دوست برزیلی (د.ب) د.ب. (بعد از دیدن عکس پروفایل بابای … more →
Ehsan wrote 3 months ago: اصولاً از این پست برداشت تبلیغاتی و این ها نکنید. بابای آیدا فقط یک مرور مختصر می نویسد برای آن هایی … more →
Ehsan wrote 4 months ago: صاحب دلی به مدرسه آمد ز خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را گفتم میان عابد و عالم چه فرق بود؟ … more →
Ehsan wrote 6 months ago: چهار سال پیش با دو تا از بچه های اهل دل نمایشگاه کتاب بودیم. همبرگر زغالی را زده بودیم و داشتم با را … more →
Ehsan wrote 8 months ago: خان عمو گفت: - کو چاره؟ پس بگذار بیگ محمد برامان یک پنجه چگور بزند. فردا را کی دیده؟ بزن بیگ محمد جا … more →
Ehsan wrote 8 months ago: داشتن دوستان خیلی بامرام (سلام حاجی) و خیلی با معرفت (سلام بهروز) و خیلی خوش قلب (سلام علی ها) و خیل … more →
Ehsan wrote 8 months ago: صف خود خواسته غذای ایرانی -که حتی با پیشنهاد بابای آیدا برای داوطلب شدن در توزیع هم از بین نرفت- و ص … more →
Ehsan wrote 9 months ago: بابای آیدا با دیدن سریال یوزارسیف علاوه بر شادی بسیار روح و روان در روز ابتدای سال به این نتیجه رسید … more →