رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: خاطرات خودم

وب‌نوشت‌های ویژه

بیمار نابینا

sec0de wrote 1 year ago: پنجره بیمارستانی ، دو مرد بیمار در یك اتاق بستری بودند. یكی از بیماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظ … more →

جیرجیرک

sec0de wrote 2 years ago: جیرجیرک به خرس گفت که دوستت دارم و بیا با هم دوست بشیم. خرس گفت که الان وقت خواب زمستونیه  بذار وقتی … more →

یه داستان کوتاه2 comments

sec0de wrote 2 years ago:   پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش را شخم بزند اما اينکا … more →

عنوان نداره 10 comments

sec0de wrote 2 years ago: وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداش … more →


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با خوراک دنبال کنید