همکلاسی داشتم به اسم “سید محمد تقی سید میرزایی ” در دبستان استقلال . اهل طالقان بود که اکثر کرجی های اصیل از آنجا هستند… از اول تا پنجم دبستان همکلاسی بودیم ، هیچوقت شاگرد ممتازی نبو… بیشتر →
feran wrote 1 month ago: 5 شنبه،7-آبان-1388 من + بشری + الهام + خيابون! هيچ وقت تصور نمی کردم توی اين خيابون هنوز سه تامون ک … more →
feran wrote 1 month ago: 1. 5 ساله بودم به محض اين که منو می ديد محکم بغلم می کرد و به قول خودش يه بوس خوشمزه می کرد! ما … more →
feran wrote 2 months ago: کاش دنيا خلاصه می شد… من، تو، خاطراتمون! 1 مهر 1388، 9 صبح، دانشگاه شهيد بهشتی بهش زنگ زدم که … more →
feran wrote 3 months ago: مهر 1376 يه دختر لوس با چشمای درشت و موهای بلند تا کمر باهات تو يه کلاس بود! يادمه توپولی بودی و … more →
feran wrote 3 months ago: يه شب سرد اوايل دی بود، دی شباش سرد و تاريک بود… زمستان بدون برف تلخ هم هست… با غزاله ح … more →
feran wrote 3 months ago: خاطرات يک سالی که گذشت… خيلی دوسش نداشتم اما خوش گذشت : يکشنبه: اوايل سال با فيزيک های ننوشته … more →
feran wrote 3 months ago: به خاطر همسايه کوچکم… گفتی عاشق اون کتاب شدی، گفت: مال تو! حالا تو پله ها برات کتاب ميذاره … more →
محمد رضا wrote 8 months ago: خودتو بیخیال …بازی وبلاگی رو عشقه.. خاطرات کودکی:وقتی پدرم به خواستهٔ من و برادرم که کام … more →
karajkid wrote 1 year ago: همکلاسی داشتم به اسم “سید محمد تقی سید میرزایی ” در دبستان استقلال . اهل طالقان بود که ا … more →
karajkid wrote 1 year ago: درست به یاد دارم وقتی پدر و مادرم به دنبالم آمدند … در منزل یکی از دوستان بودم و با دوستم سعید … more →
Medad wrote 1 year ago: 1: امروز ماه رمضون نیمه شد..نمی دونم چرا هرچه سنمون بالاتر میره شیرینی رمضان کمتر میشه ..انگار گرفتا … more →
karajkid wrote 2 years ago: من به شدت خیال پرداز هستم ، ازهمان بچگی هم خیال پرداز بودم ، خیلی از اوقات مدت های مدیدی در افکار و … more →
karajkid wrote 2 years ago: او دوست من بود. حمید را می گویم … کله گرد و صورت کپل و با نمکی داشت و به شوخی او را حمید گردو … more →
karajkid wrote 2 years ago: بعضی از خاطرات بی دلیل در یاد انسان می مانند…. بدون اینکه اتفاق خوب یا بدی افتاده باشد … more →
karajkid wrote 2 years ago: حیاط خانه ما حوضی مربعی شکل با کاشی های آبی رنگ داشت . ابعاد آن تقریبا سه در سه (متر) بود، لذا حوض ب … more →
karajkid wrote 2 years ago: این صحنه همیشه در خاطرم هست … داشتیم فوتبال بازی می کردیم … با یکی از دوستانم در چمن حی … more →
karajkid wrote 2 years ago: خانه ما حیاط بزرگ و سرسبزی داشت . سه درخت گردوی تنومند در آن بود که دو تا در داخل حیاط و تک درختی چس … more →
karajkid wrote 2 years ago: من در خانواده نسبتا مرفه ای به دنیا آمده و بزرگ شدم ،”نسبتا مرفه” در مقايسه با مردم فقير … more →