روز اول صبح ساعت ۷ با بی میلی با زنگ ساعت از خواب بیدار شدم. یک روز شلوغ در پیش داشتم. اولین چیزی که توجه من رو جلب کرد آبریزش بینیم بود. تا ظهر تقریبا همه دستمالهای کاغذی اطراف رو مصرف کرده بودم. یک … more →
جمهوری دموکراتیک آریو Democratic Republic of Arioنیایش wrote 5 hours ago: سالها پیش بود شاید. درست یادم نمی آید. پایان شب بود. آغاز سپیده دمان. پنجره را باز گذاشته بودم تا صد … more →
Mohammad wrote 3 days ago: کلاس فارسی شلوغ ترین کلاس و بامزه ترین شونه ، استاد، استاد جا افتاده و خوش مشربیه و با بچه ها میخنده … more →
goalpesar wrote 4 days ago: ساعت هفت و خوردهای صبح؛ آسمون مثل بوم نقاشی، هوا چقدر تمیزه، انگار دیدن درُ دیوارُ ساختمونهای بدسا … more →
آریو wrote 5 days ago: روز اول صبح ساعت ۷ با بی میلی با زنگ ساعت از خواب بیدار شدم. یک روز شلوغ در پیش داشتم. اولین چیزی که … more →
Ali wrote 1 week ago: داشتم طول خیابان 109 را قدم میزدم که تصمیم گرفتم برای کاهش عصبانیتم کمی از مسیر را بازگردم و آبهو … more →
mehrnooshv wrote 1 week ago: وقتی همه چیز از دست رفته است، دست کم انسان حق دارد از نومیدی خویش لذت ببرد! رنج من جز خودم به کسی … more →
blogger6819 wrote 1 week ago: خداوند این ترکها رو بیامرزه ، واقعا اگه نبودن ما زندگیمون میشد عزای عزا امروز تو تاکسی میومدم و از ا … more →
نیایش wrote 1 week ago: امروز فرصتی شد که با همراه و غزل به عکس های گذشته نگاهی بیاندازیم. دیدم از هر سفری که با هم رفته بود … more →
مهدی wrote 1 week ago: . . - چرا به من شک میکنی؟ من که “منم” برای تو - چی بگم والا، تو برای من، … هم ن … more →
سحر wrote 2 weeks ago: برای اولین بار با یک دختری از کره ی جنوبی برخورد کردم، پرسید کجایی هستی و تا گفتم ایران یک جیغ از رو … more →
goalpesar wrote 2 weeks ago: همینطوری واسه اینکه دور هم باشیم بذار یک ضربالمثل چینی بگم: Sun Tzu فک کن! پرو پرو، برگشتن جمعی پاش … more →
goalpesar wrote 3 weeks ago: ساعت هفت و بیست و چند دقیقه، داری راهپلهی فراخ رو به قصد کلاسی واقع بر طبقه سوم آروم آروم میری با … more →
یک مهندس wrote 3 weeks ago: شادی رنگ ها 88/8/8 عکس رو به یاد 77/7/7 گذاشتم، به یاد عمق بچگی هام، به یاد فه فه و امیرحسین مدرس، … more →
الهه شب wrote 3 weeks ago: من عاشق بارانم شب های بارانی را دوست دارم وقتی که شهر با آب شسته میشود من پنجره را دوست دارم ، وفتی … more →
goalpesar wrote 3 weeks ago: -درُ وا کن! چرا بستی؟! جمعیت با همهمه تایید میکنن -تعطیله آقا مامورها از اون ور با سر تصدیق میکنن … more →
مهدی wrote 4 weeks ago: - اگر از عهده نگهداري دو زن برنميآيي، نبايد اصلا زن بگيري! (ساموئل جانسون) – پول همه چيز دنيا … more →
سلاله wrote 1 month ago: بالاخره چله علی هم تموم شد. آخیش. این مدت که پسر خوبی بوده. امیدوارم همیشه حالت خوب باشه. تو این مدت … more →
iranvaliant wrote 1 month ago: یکی از دوستان در اتاق: معلمها بیسوادترین قشر جامعه هستند!!!!!!!!!!! ———– پ ن … more →
iranvaliant wrote 1 month ago: تا وقتی مردمی هستند که بابت اینها پول میدن، چرا باید یه گروهی فقیر باشن؟ … more →