گفت: رفتیم مکّه، خونه ی خدا. گفتم: دیدار یار قبول! گفت: جو گرفتمون روی دیوار خونه ش نوشتیم:«آمدیم، نبودید.» گفتم: پس معلومه روی دیوار رو نخوندین و اون رو نوشتین. گفت: مگه چی نوشته بود؟ گفتم: « من هست… بیشتر →
تارنماتارنما wrote 1 year ago: گفت: رفتیم مکّه، خونه ی خدا. گفتم: دیدار یار قبول! گفت: جو گرفتمون روی دیوار خونه ش نوشتیم:«آمدیم، … more →