تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره متروک، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل و افق را به تماشا مینشست. سرانجام خسته و نا امید، از تخته پارهها كلبهای ساخت تا خود را از خطرات… بیشتر →
naznazi wrote 1 year ago: تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره متروک، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات، ساح … more →
برچسبها: مذهبی, داستان کوتاه
این برچسب را با خوراک دنبال کنید