به نام خدا جاتون خالی که از کت و کول افتاده بودم. دیگه نا نداشتم حتی حرف بزنم.اولین شبی بود که میخواستم زود بخوا… more →
برای خودم wrote 2 months ago: به نام خدا جاتون خالی که از کت و کول افتاده بودم. دیگه نا … more →
برچسبها: خاطرات روزانه, خودم, رنگ, نفاش, خونه, مادربزرگ, نوه, پسر, دختر
این برچسب را با خوراک دنبال کنید