برف سفيد است من را ميپوشاند سفيد پوشيده ام … عسل تلخ است تو شيريني من بي بهره از چشيدن … ويولن سياه روي طاقچه سكوت چه آهنگ زيبائي …… more →
نانوشته ها ، نا گفته هاامیر wrote 1 year ago: برف سفيد است من را ميپوشاند سفيد پوشيده ام … عسل تلخ است تو شيريني من بي بهره از چشيدن … … more →
امیر wrote 1 year ago: واقعاً خيلي قشنگ گفتي كه “هر كسي يك اشكال دارد . منم اتفاقاً خيالم راحت شد چون يكي از بزرگترين … more →
امیر wrote 1 year ago: كشش و ميل فراوون به كوتاه نوشتن بالاخره غالب شد. حالا تعداد پستها زياد ميشه و منم زود به زود خودم رو … more →
امیر wrote 1 year ago: سلام به هيچكس . هيچكسي كه هر روز از اين كوچه رد ميشه و اين نوشته ها رو ميخونه . امروز روز عجيبي بود … more →
امیر wrote 1 year ago: روزگاري در توهم اينكه عشقي وجود ندارد سر مي كردم . اينكه من عاشق نبودم ، نيستم و نمي توانم باشم روزگ … more →
امیر wrote 1 year ago: دو باور اصلی در مورد مسئله ای اساسی بنام عشق وجود دارد . باور اول که عمومیت کمتری دارد بیشتر دیدگاهی … more →
امیر wrote 1 year ago: ديگر به من لبخند نمي زند . حتي نگاهم نميكند ، چيزي كه گاهي آنچنان دلم را ميلرزاند كه گوئي تازه در هم … more →
امیر wrote 1 year ago: دلگير ميشوم از دلگيريت . نمي خواهم دلت بگيرد . نميخواهم هيچ اتفاقي در اين روزگار نحس دلگيرت كند . مي … more →
امیر wrote 1 year ago: چرا بعضیا که شاید دوستت دارن ، به خودشون حق میدن که تو رو عوضت کنن و اونی بکنن که خودشون دلشون می خو … more →