از اول هم مي دانستم، هر چند چهار ساعت و نيم طول كشيد. چاي خوردم، سيگار كشيدم و فكر كردم. چای دوم، سیگار چندم، فکرهای بی پایان. مثل هميشه، اين دفعه هم هيچ اتفاقي نيافتاد. تهران/پاييز80 Photo By: Nick … more →
نوشته هایی برای هیچ ...Notes for NothingFarbod wrote 1 year ago: داستانهای بی نام: قسمت اول داستانهای بی نام: قسمت دوم دختر، از ماشین پیاده شد و در را محکم به هم زد … more →
Farbod wrote 1 year ago: داستانهای بی نام: قسمت اول داستانهای بی نام: قسمت دوم دختر، از ماشین پیاده شد و در را محکم به هم زد … more →
Farbod wrote 1 year ago: مرد در آيينه ريش مي تراشيد و سيگار مي كشيد. _(( ابن سيرين گويد اگر در خواب آلوسرخ و سياه را بوقت خود … more →
Farbod wrote 1 year ago: مرد در آيينه ريش مي تراشيد و سيگار مي كشيد. _(( ابن سيرين گويد اگر در خواب آلوسرخ و سياه را بوقت خود … more →
Farbod wrote 1 year ago: گاهي وقتها كه با صداي پاي روياها از خواب بيدار مي شوم ،خودم را مي بينم كه روبرويم نشسته است و سيگا … more →
Farbod wrote 1 year ago: گاهي وقتها كه با صداي پاي روياها از خواب بيدار مي شوم ،خودم را مي بينم كه روبرويم نشسته است و سيگا … more →