رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: داستانهام

وب‌نوشت‌های ویژه

من هم دیگر یاد گرفته ام...3 comments

سلماز يگانه مهر wrote 9 months ago:   «22 بهمن57 مادرم مرد. درست همان لحظه که برادرهاl مرا از جفت بریدند و انداختند توی تشت و آب را باز … more →

قوز

سلماز يگانه مهر wrote 11 months ago: قوز پشتش را که دیدم یادم آمد. سالها می گذرد. 5 دی 82 بود. خیلی صمیمی نبودیم از همین رابطه ها که توی … more →

انتظار

سلماز يگانه مهر wrote 1 year ago: از پنجره سرك مي كشم، مي بينم دارد هي از اينور كوچه مي رود به آن ور و برمي گردد و هي به ساعتش نگاه مي … more →

ليلا زن آقاي سرهنگ

سلماز يگانه مهر wrote 1 year ago:   آقاي سرهنگ از آخرين گروه تسليت گويندگان تشكر كرد و آرام به پسرش گفت:‌ مي خوام يه ربع بيست دقيقه اي … more →

آ ب ستني ها

سلماز يگانه مهر wrote 1 year ago:     يه هفته از 9 ماه گذشت كه همه نگران شديم چرا بچه به دنيا نمي آد. من و خانمهاي ديگه تصميم گرفتيم ب … more →

جای زیبا

سلماز يگانه مهر wrote 1 year ago:   روزم سیاه شد از آن روز كه بهرام مرا  زیر خود گرفت روزم سیاه شد برای همین ام ازت متنفرم. می پرسی چر … more →

اين همان بيل ...

سلماز يگانه مهر wrote 1 year ago: اين همان بيل بود. خودش مي گفت: اين همان دست بود سرد، اين بار خشك و در من ديگر لرزه درست نمي كرد. اول … more →


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با خوراک دنبال کنید