Blogs about: داستانک

Featured Blog

بازگشت4 comments

nkamyabi wrote 1 week ago: کوچه تنگ و تاریک است. خالی از صدای جیر جیرک ها یا سوسوی تیر چراغ برقی. هرچند چرخش چراغ ماشین نش بری … more →

دنیای ما دنیای ناشنوایان

nkamyabi wrote 1 month ago: از تاکسی خطی محله پیاده شدم. با کیف توی دستم و با قدم های درشت به سمت خیابون اصلی رفتم. و خودمو با پ … more →

دار

sama wrote 2 months ago: طناب آویزان را پشت سرش انداخت .سرم را بالا برد . - زندگی‎ات دست منه . نمی‎خوام جوونی‎ت ببری زیر خاک … more →

برچسب‌ها: داستان کوتاه

غریبه5 comments

nkamyabi wrote 2 months ago: در حومه ی دهی دور افتاده توی شمال كه همش هف هشتا خونوار داره یه روستایی زندگی می کنه. تو خونه ای یه … more →

چشم سوم1 comment

nkamyabi wrote 3 months ago: نیمه شب از خواب بیدار شدم. داشتم خواب می دیدم ولی انگار بیدار شدنم جزوی از رویام بود که باس می دیدم. … more →

برچسب‌ها: روزنوشت و خاطره

چی رو از کجا بگم !!!

minayeman wrote 3 months ago: سلام  نمیدونم چی میخوام بگم یا از کجا شروع کنم، یا به کی بگم یا اصلا این ها رو به تو نشون بدم یا نه … more →

برچسب‌ها: هویچ, انجمن, دوست, عروس

نخستین داستان کوتاه من9 comments

mahda wrote 4 months ago: سال 87، اردیبهشت ماه، اولین داستان کوتاه زندگیم رو نوشتم. الان گفتم شاید بد نباشه اینجا بذارمش تا کس … more →

برچسب‌ها: داستان کوتاه, ادبیات

چقدر راحت می توان زورگو بود...3 comments

mahda wrote 4 months ago: نمی دونم چرا، ولی از دوسال پیش که این داستان از آنتوان چخوف رو خوندم، اونقدر ذهنم رو اشغال کرده که و … more →

برچسب‌ها: داستان کوتاه, آنتوان چخوف

هزار فرزند کافی نیست2 comments

sama wrote 4 months ago: این برهوت بی‎رنگ بی‎همه چیز نه سرد است ،نه گرم . نه خوب است نه بد . هیچ‎گاه هیچ‎چیز نیست .در آسمان ن … more →

برچسب‌ها: داستان کوتاه, داستان کوتاه کوتاه, مینیمال

عزم و بزم4 comments

nkamyabi wrote 4 months ago: وقتی بدنیا آمدم اشک  در چشمانم جاری گشت. این چیزیست که آن ها می گویند. از لبخند ِ گاه و بیگاهم نیز م … more →

برچسب‌ها: خود نگاری

وایکینگ1 comment

genomics wrote 5 months ago: وایکینگ، به خانه برگشته بود. بعد از کشتن صدها مرد دلیر، فتح دهها دریا و کوه و دشت و شهر و قلعه و آتش … more →

دهلیزها و گل‌های نرگس 6 comments

bamdadi wrote 5 months ago: شب از نیمه گذشته بود. به آرامی وارد زیرزمین شدم.‎ در تاریکی مطلق صدای جنبشی آمد. چند ‏لحظه بعد چراغ … more →

برچسب‌ها: طرح, خانه, داستان, حرف, زن, گفتگو, زیرزمین, دست, دهلیز

قهرمان2 comments

sama wrote 5 months ago: بابا چیزی نمی گوید .پسر بی‌قرار است . عصبانی است . نگاه می کند به بابا مثل نگاه شکارچی پی شکارش . می … more →

برچسب‌ها: داستان کوتاه, داستان کوتاه کوتاه, قهرمان, مینیمال

تیتر یک10 comments

مرده ی نیمه متحرک wrote 5 months ago: چند سالی می‌شود که شب و روز چشم دوخته‌ام به در این‌جا تا آن معاون ابلهم بیاید. چشمم به چشمش بیافتد ن … more →

برچسب‌ها: مقبره‌ی او. هنری (قطعه‌ی قصه‌, خودکشی

جنایت... مستقیم یا غیر مستقیم... مسئله این است!1 comment

HoDa wrote 6 months ago: یکی بود، یکی نبود… یه گوشه از این کهکشان بزرگ… یه جای خیلی خیلی دور از زمین آبی رنگ ما … more →

نسبیت2 comments

sama wrote 6 months ago: اولی انگاری که فتح الفتوح کرده باشد ، می گوید : شنیدی که بویراحمدی ها به ” تُروغرو ” می … more →

برچسب‌ها: ساما, مینیمال, داستان کوتاه, داستان کوتاه کوتاه

سال نو میلادی در دو برداشت3 comments

کوچولو wrote 6 months ago: ضمن عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن سال نو میلادی. دو تا مطلب در این مورد نوشتم که اینجا میذارمش. اولی … more →

برچسب‌ها: دل نوشته ها, مناسبت ها

من که هستم؟

nkamyabi wrote 6 months ago: همه چیز سفید بود. در همان جایی که ایستاده بودم دور خود چرخی زدم. باز هم سفیدی و سکوتی مطلق. چیزی نبو … more →

شش "یک خط" برای غزه5 comments

sama wrote 7 months ago: * راه شیری چه خودنمایی می کند در آسمان غزه تاریک . ** گفت : چه خبر؟ گفت: فتح و حماس افتاده اند به جا … more →

برچسب‌ها: ساما, فتح و حماس, مینیمال, جنایات اسرائیل, داستان کوتاه, غزه


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با خوراک دنبال کنید

Find other items tagged with “داستانک”:
Technorati Del.icio.us IceRocket