جهانگرد wrote 1 year ago: به نام خدا ما هفت برادربودیم که با هم در دامن یک مادر بزرگ شده بودیم با هم خندیده بودیم و باهم گریه … more →
جهانگرد wrote 1 year ago: به نام خدا - بابا کجا می خواهی بری ؟ این وقت شب کجا می ری ؟ - مادر این وقت شب چیه ؟ الان 8 شبه ؟ تا … more →
جهانگرد wrote 1 year ago: به نام خدا يک ليوان چايي براي خودم مي ريزم ويک جرعه از ان مي نوشم با تلخي وداغي چايي در افکار خود غر … more →