از ویکیپدیا: محمود افغان پسر میرویس. رئيس طايفهٔ غلجائی است. پس از مرگ پدر و قتل عموی خود عبدالله وى افغانان ايرانی را در ۱۱۲۰ مغلوب كرد و سردار ايشان اسداللهخان را كشت و اين عمل را در چشم درباريا… more →
خار مغیلانsmsfa wrote 5 months ago: در جزیره ای زیبا تمام حواس آدمیان، زندگی می کردند: ثروت، شادی، غم، غرور، عشق و … روزی خبر رسید … more →
smsfa wrote 5 months ago: My mom only had one eye. I hated her… she was such an embarrassment. مادر من فقط یك چشم داش … more →
smsfa wrote 7 months ago: روی نیمکت پارک نشسته بود و به لباسهای کهنه فرزندش و تفاوت او با بچه های دیگر نگاه می کرد، ماشین گران … more →
smsfa wrote 7 months ago: پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچارتنگدستی … more →
smsfa wrote 7 months ago: دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخ … more →
smsfa wrote 7 months ago: یك بنده خدایی، كنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب، دعایی را هم زمزمه میكرد. نگاهى به آسمان آبى و دریاى … more →
aMiN wrote 9 months ago: یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجود … more →
nillgoonn wrote 9 months ago: نمي دونم پست من كيستم وبلاگ توكاي مقدس رو خوندين يا نه ؟ به بهانه اين پست مي خوام تأثير گزارترين ن … more →
چشم شيدا wrote 10 months ago: گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ي ديروز بود و هرا … more →
چشم شيدا wrote 10 months ago: رئيس جمهور به شتاب به صحراي آريزونا رفت تا از سفينه ي فضايي عظيم موجودات بيگانه استقبال كند. رئيس جم … more →
چشم شيدا wrote 10 months ago: داستاني هست درباره پليكاني كه در زمستاني سخت خود را براي تغذيه فرزندانش با گوشتش ، فدا كرد . وقتي س … more →
naiem wrote 1 year ago: از ویکیپدیا: محمود افغان پسر میرویس. رئيس طايفهٔ غلجائی است. پس از مرگ پدر و قتل عموی خود عبدالله … more →
aMiN wrote 1 year ago: پسري جوان که يکي از مريدان شيفته شيوانا بود، چندين سال نزد استاد درس معرفت و عشق مي آموخت. شيوانا ن … more →
madadkar wrote 1 year ago: زنی با چکمهی ساقبلند سبز، مرتضی کربلاییلو تهران، نشر ققنوس، ۱۳۸۵، ۱۰۴ صفحه، ۱۲۰۰ تومان دربارهي … more →
HoD HoD wrote 1 year ago: قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد . سگ در خیابان … more →
درمانگر wrote 1 year ago: يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچ كس نبود . سه تا شپش بودند در ولايت جابلقا كه با فلاكت و بدبختي زندگي … more →
درمانگر wrote 1 year ago: همين چند روز پيش، «يوليا واسيلياِونا » پرستار بچههايم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسويه حس … more →
naiem wrote 1 year ago: شاعر عینک ته استکانی همیشه می گفت : تنها نکته ی مثبت انقلاب ما این بود که پته ها ریخت روی آب. همه … more →
bizbloger wrote 1 year ago: كرگدن عزيز صبح زود از خواب ناز برميخيزد. معمولا شبها را راحت ميخوابد. آخر هميشه سهام او بهترين هاي ب … more →