رمزتان را گم کرده‌اید؟

درباره‌ی وب‌نوشت: داستان نویسی احمد آلبوطاهر

وب‌نوشت‌های ویژه

باغچه1 comment

gharneyakhi نوشت 11 months ago: نظر سنجی در پایین صفحه احمد آلبوطاهر بنام خدا باغچه مدتها بود باغچه باغبان نداشت ، گل و علف عاشقانه … بیشتر →

برچسب‌ها: دیگر

آتش3 comments

gharneyakhi نوشت 11 months ago: به نام خدا آتش برای رسیدن به خونه ام باید از پارک وحدت بگذرم . پارک وحدت تمام درختهاش شبیه همه . طرف … بیشتر →

پدر1 comment

gharneyakhi نوشت 1 year ago: بنام خدا   پدر   پدر  دوچرخه   را   با   دست   گرفت   و  پسر   را   سوار  دوچرخه  کرد و  گفت : همان  … بیشتر →

ایستگاه

gharneyakhi نوشت 1 year ago: بنام خدا   ایستگاه   پیرمرد   همیشه  در  ایستگاه  به  انتظار  می نشست .  پیرزن   از   آن  طرف  خیابا … بیشتر →

شبه های ، مو فرفری

gharneyakhi نوشت 1 year ago: بنام خدا   شبه های ، مو فرفری (باز نویسی شده داستان وقتی برادرم می خواست بره جبهه)   وقتی  شایع  می … بیشتر →

وقتی برادرم می خواست بره جبهه3 comments

gharneyakhi نوشت 1 year ago:   بنام خدا وقتی برادرم می خواست بره جبهه    وقتی  شایع  می خواست  بره  جبهه  فقط  نه   سال   داشتم . … بیشتر →

ضعیفه3 comments

gharneyakhi نوشت 1 year ago: بنام خدا   ضعیفه   قانون  در   مسیر ،  جمعیتی  را  دید  که  دختری  را  تا  می خورد  می  زدن .  او  ه … بیشتر →

برچسب‌ها: آحمد آلبوطاهر

داستان در غبار ( احمد آلبوطاهر )2 comments

gharneyakhi نوشت 1 year ago: به نام خدا در غبار ( حس می کنم ترسناک شدم ) خدایا شکرت . سلام مامان ، سلام بالاخره بعد از مدتها اومد … بیشتر →

برچسب‌ها: ویرایش آخر دی 87


دسته بندی‌های وابسته
همه →

این برچسب را با خوراک دنبال کنید