تنها شدهام، و کسی نمیفهمد (یعنی درک نمیکند) و خجالت میکشم که بگویم؛ مثل آدمِ گندهای که برایِ نبودنِ گربهیِ رویِ دیوارشان افسرده میشود و به هیچکس نمیگوید چهاَش است. آخر عادت کرده بودم. مثل صب… more →
وبلاگمناردونه wrote 2 months ago: تنها شدهام، و کسی نمیفهمد (یعنی درک نمیکند) و خجالت میکشم که بگویم؛ مثل آدمِ گندهای که برایِ نب … more →
ناردونه wrote 2 months ago: روز نه، ماه نه، فصل نه، سال شد و کابوس هنوز در اتاق من است. بیرون که میروم میگذارماَش توی کیفاَم … more →
ناردونه wrote 5 months ago: عشق حتمنِ حتمن مثِ دستهچپق باید بره جایی که نباید* … more →
ناردونه wrote 5 months ago: تقریباً به هر بلاگی سر زدم طرف داشته امتحان میداده؛ یک فازی میده من دارم امتحان میگیرم یکی از ر … more →
ناردونه wrote 5 months ago: گل ابریشم من، گل که دلش سنگ نمیشه.. پ.ن: خصوصی نیست! … more →
ناردونه wrote 6 months ago: هنوز خبر ناگوار را نشنیده است؛ به مادرم چیزی نگفتیم، چون روزهای تعطیل را خیلی دوست دارد که برای خود … more →
ناردونه wrote 7 months ago: او شده از همیشه، توی خانهی مردی باشی و هی ببینیاش باز دلات آنقدر تنگاش باشد که بخواهی برداری ک … more →
ناردونه wrote 8 months ago: ولی انقدر روز آخر انتظار سخت میگذره، ترجیح میدم کنسل کنم کلاً. + به دوشیزه شینام: من حسرت به دل … more →
ناردونه wrote 8 months ago: یکنفر قاطی پی اچ دی ها شده و من تمام سال گذشته رو یللی تللی کردم و برنامهام برای امسال هم همینه؟ ب … more →
ناردونه wrote 8 months ago: مثل خر هم را میفهمیدیم من و سارا تفکری؛ اسماش دقیقاً همین بود: اینکه میگویم دقیقاً یعنی نمیشد ص … more →
ناردونه wrote 8 months ago: از تو؛ خودکاری اینجاست یک کتاب و خطی چند، آبیِ زیبا با امضاء. که اسباب نئشگی من است. دیگر چه میخوا … more →
ناردونه wrote 8 months ago: تمام تابستانی که گذشت نشستم و برای خودم اوقات فراغت سپری کردم به یاد نوجوانیهایی که نکردم/کم کردم. ش … more →
ناردونه wrote 1 year ago: این اولین باری نیست که این قولُ به خودم میدم- آخرین بار هم نیست. میدونم. + هیچی … more →
ناردونه wrote 1 year ago: دل من حالش خوشه اصلاً بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره دل من حالش خوشه اصل … more →
ناردونه wrote 1 year ago: منتظرت نیستم- گوشیام میمونه تو اتاق روی تختخواب میرم به کارهام برسم؛ آشپزی میکنم، تایپ، تیوی- … more →
ناردونه wrote 1 year ago: 1- هی راه نروید و بگویید ” من تورو بیشتر دوست دارم” ، “اونقد که من دوسِت دارم، تو … more →
ناردونه wrote 1 year ago: رفتی گفتم که قید دنیا بزنم دیدم که نباید اینچنین جا بزنم (!)* آن کوچه هنوز هم پرخاطره است یادم باشد … more →
ناردونه wrote 1 year ago: نمیخوانی، نمینویسم، هیچوقت نخواندی، هیچ نخواهم نوشت. مدتهاست ازینجا رفتم، بیخداحافظی- الآن هم … more →
ناردونه wrote 1 year ago: که هرکدام از ما جنازه یک نفر را بر دوش داریم، سوار بر قطار به جای نامعلومی می رویم که نه مبدأ آن را … more →