توی پارک یا کنار خیابون…موهای بلوند یا صورتی یا بنفش..چشمهایی که دو دو می زنه و همه جا رو می پاد!یه لبخند زننده با دندونای زرد و سیگار لای انگشت وناخن های مصنوعی…به چشم همه یه گرگ گرسنه به… more →
سين مثل سيبسارا wrote 1 year ago: توی پارک یا کنار خیابون…موهای بلوند یا صورتی یا بنفش..چشمهایی که دو دو می زنه و همه جا رو می پ … more →
سارا wrote 1 year ago: پلان اول : سرت رو بالا می گیری و محکم قدم بر می داری.دیگه هیچ چیز تو این دنیا نیست که بتونه تو رو تح … more →
سارا wrote 1 year ago: سیبی که در نگاه تو می چرخد آدم را وسوسه می کند قبل از کلاس اول دوستش داشتم.از اون موقع که دختر ک … more →
سارا wrote 1 year ago: وقتی دوم راهنمایی بودم شروع کردم به نماز خوندن .بابا و مامانم خیلی حال میکردن .کم کم ب … more →
سارا wrote 1 year ago: وقتی کلاس اول راهنمایی بودم یه مدرسه پیش دانشگاهی تو کوچه مدرسمون بود .ظهرا که تعطیل می شدیم وقتی … more →
سارا wrote 1 year ago: واسه نوشتن اين پست كل خونواده رو بسيج كردم كه يه كلمه از ث بگن.هر كي يه چيز مي گفت.بابا گفت ثامن … more →
سارا wrote 1 year ago: دیروز روز خاصی بود.شاید به خاطر دریا.شاید به خاطر ساحل.شاید به خاطر چشمهایی که خیره نگاهم می کرد و چ … more →