Dead Silence - 2007 دیشب فیلم بسیار تاثیر گذاری دیدم به نام “Dead Silence” که برگردانش میشود “سکوت مُرده”. (قبل از هر چیزی، هرگونه ارتباط اسم این فیلم با اسم وبلاگم رو تکذیب می… more →
سکوت سفیدtinazi wrote 1 day ago: باز دلش هوای آن عروسک قدیمی را کرده بود.همان عروسک پارچه ای با موهای کاموایی.همان که لباس چهارخانه و … more →
بهبد wrote 6 days ago: امروز بیستم نوامبر و روز مبارزه با ترنس فوبیا هست و بنا به دلایل شخصی بهانه ایی دست داد تا مطالبی در … more →
بهبد wrote 1 week ago: و این تکرار حادثه بود … … تصمیم می گیرم تا قلم در دست بگیرم و چند خطی بنویسم ! ولی این چ … more →
pesarebaleg wrote 1 week ago: … more →
بهبد wrote 1 week ago: چشمانش را دوست دارم! با تمامی کودکی اش ، درست مانند یک کوه با عظمت است. با اینکه هر وقت به من نگاه م … more →
بهبد wrote 1 week ago: پ.ن اصلا حال و احوال درستی ندارم ، و فقط باید بنویسم ! … هیچ وقت لحظه ایی را که برای اولین بار … more →
sinozit wrote 1 week ago: کوری را دیدم که عاشق فوتبال بود و با شور و هیجان دو چندانی در مورد مشکلات تیم ملی بحث می کرد. مردان … more →
pesarebaleg wrote 2 weeks ago: بوووووووم !!! صدای آژیر خطر میومد و پشت سرش صدای نهیب یه بمبی یا چیزی تو این مایه ها این صدا برای بچ … more →
بهبد wrote 2 weeks ago: گفت : دوصـــطـــت دارم! به همین صراحت و صداقت! … … more →
shekvayiye wrote 3 weeks ago: فلسطین!!!!!! تهلسطین!!!!!! به گزارش سربازان گمنام امام زمان و با عکاسی یکی سربازان رشید امام زمان (ع … more →
M.H wrote 3 weeks ago: تصویری از انگل آهستان در حال چسبیدن به یک شعور سبز در پی شیوع بیماری های جدید، سازمان مبارزه با فساد … more →
بهبد wrote 3 weeks ago: و دوباره یک یادآوری همیشگی … روزگاری که قلم را بر زمین گذاشتم و دستانم را بر صفحه پلاستیکی کیب … more →
M.H wrote 1 month ago: Sound of Heart دستت راستت را که سمت چپ سینه ات بگذاری، یک توده ماهیچه ای را حس میکنی که دارد میرقصد … more →
بهبد wrote 1 month ago: 1 کلاس مسخره محیط زیست نگاه سنگین پسری که جلسه قبل جزوه میخواست! هنوز یک جلسه از ترم گذشته است! و من … more →
بهبد wrote 1 month ago: به گلی که بالای سرش بود نگاه میکردم، درست مثه این بود که دوتایی داریم توی یه کافی شاپ گپ میزنیم! پرس … more →
pesarebaleg wrote 1 month ago: به کوری چشم حسود امروز ۶۶ سالش هم تموم شد . تولد خاتمی به امید روزی که تولد ۷۰ سالگی اش رو چهار سال … more →
بهبد wrote 1 month ago: در حاشیه خاکستری خیابان و درست در هاله ایی از دود گازوئیل و روغن نگاهت ، نگاهم را می دزد! اما افسوس … more →
M.H wrote 1 month ago: I feel her with my soul Time passes, heart is lonely. My dreams repeat every night, and in the morni … more →
بهبد wrote 1 month ago: می پیچم به خودم و به جای خالی کیای عزیزم که چند ماهی هست که کنارم نمی خوابد! بر میخیزم از بستری که ه … more →