شبی مهتابی .دو کشیش افسرده ،جدی و مست در میان دریایی از زرورق تلو تلو پارو میزنند.و نگران گریه مردمانند.دور … more →
خواب بزرگخواب بزرگ wrote 2 months ago: Once upon a time there was a tavern Where we used to raise a glass or two Remember how we laughed a … more →
خواب بزرگ wrote 12 months ago: شبی مهتابی .دو کشیش افسرده ،جدی و مست در میان دریایی ا … more →
خواب بزرگ wrote 1 year ago: 1. توکا نیستانی در این شب غمبار روز 13 چه میگوید؟ مرد … more →
خواب بزرگ wrote 1 year ago: ابداً تضمین نمیدهم این آخرین نوشتهام درباره “مح … more →
خواب بزرگ wrote 1 year ago: +به پیوست نوشته مربوط به نامجو: “ای خاطره ات پونز … more →
خواب بزرگ wrote 1 year ago: پسره فرو رفته تو یقهاش.موهاش پریشونه و آشغالا رو تو … more →
خواب بزرگ wrote 1 year ago: میخواهید آتش دوباره زبانه بکشد؟ دوست دارید وسط این خ … more →