1 او با آرشهاش روح ما را نشانه گرفته. همنشینی این همه غم و عشق و حسرت را آدمیزاد تاب نمیآورد. بعد شنیدن افسانه پریان – در آخرین شبهای بهار- باید پنجره را باز کنی که باد گونهات را خشک کند. باید… more →
خواب بزرگخواب بزرگ wrote 1 month ago: 1 او با آرشهاش روح ما را نشانه گرفته. همنشینی این همه غم و عشق و حسرت را آدمیزاد تاب نمیآورد. ب … more →
خواب بزرگ wrote 7 months ago: رفیقمان شیفته موسیقی کلاسیک و البته ویولنزن قهاری بود. بیش از 100 نسخه سینمایی و تلویزیونی … more →
خواب بزرگ wrote 9 months ago: بارها و بارها هوس شنیدن قطعه تازهای از نامجو را داشتهام. طی این چند هفته آرزویم با شنیدن “طلوع من … more →
خواب بزرگ wrote 1 year ago: Once upon a time there was a tavern Where we used to raise a glass or two Remember how we laughed a … more →
خواب بزرگ wrote 1 year ago: شبی مهتابی .دو کشیش افسرده ،جدی و مست در میان دریایی از زرورق تلو تلو پارو میزنند.و نگران گریه مر … more →
خواب بزرگ wrote 2 years ago: 1. توکا نیستانی در این شب غمبار روز 13 چه میگوید؟ مرد طاس و تنومند غمگین انگار نمی داند که یکی از … more →
خواب بزرگ wrote 2 years ago: ابداً تضمین نمیدهم این آخرین نوشتهام درباره “محسن نامجو” باشد… سومین نوشته در ا … more →
خواب بزرگ wrote 2 years ago: +به پیوست نوشته مربوط به نامجو: “ای خاطره ات پونز …نوک تیز کف کفشم” ...(و فایل ص … more →
خواب بزرگ wrote 2 years ago: پسره فرو رفته تو یقهاش.موهاش پریشونه و آشغالا رو تو خیابون دم صب باد میچرخونه. مغازه عموی شوخ و … more →
خواب بزرگ wrote 2 years ago: میخواهید آتش دوباره زبانه بکشد؟ دوست دارید وسط این خاکستر روزمره دوباره نعره مستانه بشنوید؟ یاد جه … more →