دو برای البرز، مریم و کیوان صبح باران می آمد. پنجره ها را نمی توانستم باز کنم. مامان همه ی پنجره ها ر… more →
مینا حسنی wrote 9 months ago: دو برای البرز، مریم و کیوان صبح باران می آم … more →
برچسبها: من و چشمهایم, من, کودکی, باران, مدرسه, مامان, بابا, معلم, رنگین کمان
این برچسب را با خوراک دنبال کنید