آمده بود با یک قلم که روی کاغذش بود! اولش نوشته بود ، کوچه ایی هست نصفش را نوشت و افتخار نوشتن بقیه اش را به من… more →
ابژكتيوابـژكـتـيـو wrote 1 month ago: آمده بود با یک قلم که روی کاغذش بود! اولش نوشته بود ، … more →
ابـژكـتـيـو wrote 1 month ago: یک روز گرم تابستون بود! مامان بزرگ به رسم هر سال ، برای م … more →
ابـژكـتـيـو wrote 1 month ago: گاهی اوقات زبان ازگفتن باز می ماند فقط همین چند سطر ر … more →
ابـژكـتـيـو wrote 2 months ago: يادش بخير ترم اول دانشگاه! هجده سالگي و گستاخي و جسارت … more →