مهرنوش محتشمي wrote 3 days ago: … more →
عابر پیاده wrote 5 days ago: آرام باش قلب من ! دیگر نه می خواهم آنچه می گویم باور کنی ، و نه به آنچه انجام میدهم اعتماد اما بیا ا … more →
مهرنوش محتشمي wrote 6 days ago: مرا که تمام قد ایستاده ام کنار می زند و به دنبال خاطراتم می رود صدایم را نمی شنود و در رویاها به دنب … more →
جعفري wrote 1 week ago: شاید (حتما) گاهی اوقات برای ما پیش اومده باشه که دلمون غصه دار بشه وغم عالم توی دلمون جا خوش کنه، در … more →
مهرنوش محتشمي wrote 2 weeks ago: دستت را به من بده در انتهای شب تاریک کورسوی امید دلم را گرم می کند اگر تو باشی در انتهای کوچه تاریک … more →
عابر پیاده wrote 3 weeks ago: در سفر سبزم رودخانه درس بزرگی را به من یاد آور شد رودخانه یک رسالت دارد و در مسیر رسیدن به هدفش در ح … more →
مهرنوش محتشمي wrote 3 weeks ago: می شکنند و زیر آب می روند تک تک قایقها پارویی در کار نیست راکد مانده همه آبها … قایق بعدی مال … more →
عابر پیاده wrote 4 weeks ago: من نیمه شب بر لبهای باران بوسه میزنم باران با تمام وجود خود را بر من عرضه می دارد _ میدانم مرا عریان … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: گل من حس می کنم این روز ها سگ های وحشی برای دردیدنت دندان تیز کرده اند باور نمی کنم مگر سگ ها هم گ … more →
panthea wrote 1 month ago: هر روز خورشید، ابر، آسمان هر روز گل، پرنده، پروانه هر روز کار، درس، تنفس هر روز آدم ها، رنگ ها، خوب … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: از روزی که به مهمانی سکوت رفتی پاییز با همه تنهایی اش بر سرم فرود آمد چند روزیست حس می کنم هوا سرد ا … more →
zakhmiezaman wrote 1 month ago: زمان، خورنده و پر از زهر، ردپای آزار دهنده اش را بر تک تک یاخته های بیقرار ذهنم حک می کند و نفسهایم … more →
naghmeyesokot wrote 1 month ago: صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار / وز او به عاشق بی دل خبر دریغ مدار حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی / … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 month ago: سرم به کار خودم بود تند و مرتب کار می کردم و فقط اندکی لای پنجره را باز کردم نمی دانم شاید باز هوا ب … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: بعضی وقت ها توی مسیر زندگی کارهایی توسط دیگران برای انجام دادن به ماارجاع داده میشه . چقدر خوبه که م … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 month ago: معنی پاییز باران است و چتری مشترک …لحظات زیبای قدم زدن زیر قطره های باران و لذت خیس شدن … more →
عابر پیاده wrote 2 months ago: حرکت کردن در مسیر جاده زندگی همه اش هم راه رفتن و پیشروی نیست یک جاهایی یاید دست از رفتن کشید باید ن … more →
عابر پیاده wrote 2 months ago: جای شما خالی به سفر سبزی رفتم ، فرصت خوبی بود تا به خیلی چیزها فکر کنم . تجدید نیرویی کنم و کمی با خ … more →
مهرنوش محتشمي wrote 2 months ago: این کار را کرده بودم . رویاهایم را نوشته و دسته بندی کرده و در گنجه گذاشته بودم وبه آن دست نمی زدم . … more →