هسته ام .. هسته ای بی هستی .. برتنم داغی نیست .. مهر ایامی نیست .. روزها در گذرند .. لحظه ها می گذرند .. لیک شاید گاهی .. به نظربازی این درد بزرگ .. که “خودم” نام گرفت .. پُرهوس ، دا… more →
وقفه ای بود میان دو سفرtookaa wrote 5 months ago: هسته ام .. هسته ای بی هستی .. برتنم داغی نیست .. مهر ایامی نیست .. روزها در گذرند .. لحظه ها می … more →
tookaa wrote 9 months ago: خواب دیدم توی زندانی . بالای یک سربالائی تند . هواسرد بود و خیابان خیس .. باید می آمدم به دیدنت … more →
tookaa wrote 9 months ago: عمو هوشنگ و یه بازی . شرایط شرکت در بازی رو می تونید اینجا ببینید . ممنون از دعوتتون عموهوشنگ . . - … more →
tookaa wrote 10 months ago: چه هوسی .. / بی رنگ بی ریشه .. / کسی نبود کودکی گس بود در آستانه ئ بلوغ عروسکم به سربازی رفت وقتی س … more →
tookaa wrote 11 months ago: بیا وقتی برای عشق،هورا می کشد احساس به روی اجتماع بغض حسرت،گاز اشک آور بیاندازیم بیا با خود بیاندیشی … more →
tookaa wrote 11 months ago: . ( بشنوید .. ) . . مرا نبر / ببر ؛ به اوج آن همه سکوت به ازدحامِ لحظه های ناب به جذبه خیال و خاک و … more →
tookaa wrote 11 months ago: نرمی شن ها ../ چیزی را زنده کرد وقتی ؛ نجوا می کرد قلب پایم با سرانگشت دلم پیاده .. / با پاهای وَ … more →
tookaa wrote 1 year ago: نرم و سبک / سپیدم . . . تو اما / آتشی ، سرخ..! . . - تو که رفتی مرتضوی می خواند … بوی تو در … more →
tookaa wrote 1 year ago: چه روزهایی .. امروز هم روزی بود … باز باران با ترانه……….. (می دویدم همچو آه … more →
tookaa wrote 1 year ago: مرغ دل پرپر زد … هی مدام صدای بالش در گوشم می پیچد .. انگار نمی بینمش.. انگار کسی / چیزی / .. … more →
tookaa wrote 1 year ago: می خواهید در آینده چه کاره شوید . الگوی شما چه کسی است ؟ مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار تکر … more →