یک نفر آمد قرارم را گرفت برگ و بار و شاخسارم را گرفت چهار فصل من بهار بود، حیف باد پاییزی بهارم را گرفت اعتباری داشتم در پیش عشق با نگاهی، اعتبارم را گرفت عشق یا چیزی شبیه عشق بود آمد و دار و ندارم را… more →
خاطرات و روزنوشت های یک آسمانیصادق wrote 11 hours ago: من تمام آدمی بوده ام آدمی که به شب رسیده بود شب نشینی که گاه شب را می شکافت با پرتو شمعی به دست که م … more →
سوما wrote 5 days ago: Stand before my eyes, and let thy glance tough my songs into a flame. Stand in my lonely evening whe … more →
ZIG wrote 1 week ago: خاله خوب و مهربانم ما را ترک کرد و به دیار حق شتافت. از بین خاله ها و دایی ها او را از همه کمتر دیده … more →
Mansour wrote 1 week ago: یک نفر آمد قرارم را گرفت برگ و بار و شاخسارم را گرفت چهار فصل من بهار بود، حیف باد پاییزی بهارم را گ … more →
mahdieh wrote 3 weeks ago: از دانشگاه برمی گشتم و مثل همیشه در مسیر از جلوی حرم رد می شدم، به حرم که رسیدم این بار نشد که عبور … more →
Mansour wrote 3 weeks ago: دوست دارید بعد از یک روز كاری خسته كننده چكار كنید؟ . . . برید سینما، كوه، پارک یا …؟ . . . ای … more →
Mansour wrote 3 weeks ago: سلام عزیزم، خوبی عزیزم، خسته نباشی عزیزم، دوستت دارم عزیزم، فدات بشم عزیزم، شب بخیر عزیزم، . . . میب … more →
mhhz wrote 3 weeks ago: گریه و ناله یک نوجوان، صدای التماس و خواهش، چشمان منتظر، منتظر رحمت الهی به دل پاک مادری غم دیده، غم … more →
Mansour wrote 1 month ago: ای “آب” ! باز آی که خطه ی سپاهان و آن چشم و چراغ ملک ایران اندر قدم تو جان فشاند بر دیده … more →
Mansour wrote 1 month ago: من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را … more →
ZIG wrote 1 month ago: اگر نسل پدر و مادر بزرگ های ما فرزندان خود را به جبهه می فرستادند تا از کشور دفاع کنند و آینده ایی ب … more →
(Alish69(PB wrote 1 month ago: آنچنان خستهام كه وقتی تشنهام با چشمهای بسته فنجان را كج میكنم و آب مینوشم آخر اگر كه چشم بگشایم … more →
Mansour wrote 2 months ago: یاد آن روز که بی غم بودیم ، بی خبر زا همه عالم بودیم هم چو یک روح ولی در دو بدن ، دل تو بود یکی با د … more →
(Alish69(PB wrote 2 months ago: عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچهها راتشویق میک … more →
سوما wrote 2 months ago: …..It Was whispered that we should sail in a boat , only thou and I , and never a soul in the … more →
Mansour wrote 2 months ago: من خوبم و همه الحمد لله مثل اینکه خوبید، خدا را شکر. بعد از چند وقت نبودن دوباره برگشتم؛ دلیل اینکه … more →
Mansour wrote 2 months ago: حال همهء ما خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور، که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند … more →
(Alish69(PB wrote 2 months ago: به نام خدا پشه ای در استکان آمد فرود تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود کودکی از شیطنت بازی کنان … more →
(Alish69(PB wrote 2 months ago: به نام خدا شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدیه چشمایم نگاه کن … more →