امروز هوا به شدت سرد و بارونی بود و بیرون چند تا کار داشتم از اون طرف باید می رفتم دانشگاه، پس ماشین را آتش کردم و رفتم کارهایم را انجام دادم و رفتم دانشگاه، تا رسیدم به پارکینگ نسبتا پر بود و اگر می … more →
خاطرات و روزنوشت های یک آسمانیReza wrote 2 days ago: سلام خوب هستيددد ؟؟؟ چند مين پيش بسي شارژ شدم … زنده شدم از ديروز حالمان بسي گرفته بود حسو … more →
Reza wrote 1 week ago: سلام امروز بالاخره پس از مدت ها تونستم بنويسم يعني يه چيزايي براي نوشتن دارم … حدود 2 هفته تا … more →
ZIG wrote 3 months ago: دیشب در عالم رویا شیفته ی صدای خوش فردی شدم که با او صحبت میکردم. برایم جالب بود! تا کنون گمان داشتم … more →
نفیر wrote 4 months ago: دقت کردین ما آدمها چقدر خوب حرف می زنیم ؟ همه مون خوب بلدیم آسمون ریسمون ببافیم . کوچک و بزرگ که قطع … more →
mahkoom wrote 4 months ago: دریاچه ارومیه وقتی آدم می گه یه مشت آدمی رو که هیچی از هیچ چیز مملکت نمی دونند گذاشتن سر پست های مهم … more →
نفیر wrote 4 months ago: ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان … more →
نفیر wrote 4 months ago: … بعد (امام صادق – علیه السلام – ) فرمودند: به خدا و پيامبر – صلّى اللَّه عل … more →
نفیر wrote 4 months ago: قدم زدن را دوست دارم . مخصوصاً قدم زدن در شب . قدم زدن خوب است … هر «جا» که باشد. اما چه بهترک … more →
mahkoom wrote 5 months ago: اصولا هر پدیده ای که تازه وارد کشور ما می شه ملت همه عین چی هجوم میارن بهش تا ببینن این تازه وارد چی … more →
mahkoom wrote 5 months ago: نه راه پیش نه راه پس می گه بنویس.اما راجع به چی؟راجع به چی بنویسم ؟می گه بنویس از از این که بلد نیست … more →
نفیر wrote 5 months ago: امام میآید، با صدای نوح، با طیلسان و تیشه ابراهیم، با عصای موسی، با هیأت صمیمی عیسی و با کتاب محمد … more →
mahkoom wrote 5 months ago: وقتی داشتیم میز شام را می چیدیم همینطور کانال های تلویزیون را عوض می کردیم که دیدم شبکه 5 (اصفهان) د … more →
milad wrote 5 months ago: قلمو برمي دارم…ميخواهم بنويسم…مي خواهم براي کودکان فلسطيني بنويسم…مي خواهم صبر ماد … more →
milad wrote 5 months ago: سلام من از نفس افتاده هستم و 16سال دارم و در تهران نفس میکشم . میخوام تو این وبلاگ درد و دلامو … more →
نفیر wrote 5 months ago: نميدانم چرا هر شب به ياد چهرهی ناديدهات جانا، دو چشمم اشك شوق از ديده ميبارد… به ياد دا … more →
نفیر wrote 5 months ago: چند روز پیش به طور کاملاً تصادفی پای صحبت کسی نشستم و انگار قسمتم شده بود چند کلمهای از او یاد بگیر … more →
تک رنگ wrote 8 months ago: هوالحکیم با سلام! در این تأخیر طولانی حکمتی بوده که خود از آن بی خبرم! لیک خواهم آمد! با یک بقل حرف … more →
Mansour wrote 8 months ago: امروز هوا به شدت سرد و بارونی بود و بیرون چند تا کار داشتم از اون طرف باید می رفتم دانشگاه، پس ماشین … more →