بابا عادت کوه رفتن هفتگیاش را از سالهای قبل از تولد من داشت و تا امروز هم هنوز دارد. 4 یا 5 ساله که بودم گاه بابا من را نیز همراه با عموها یا دوستانش به کوه میبرد. کوه رفتن با بابا خیلی خوب بود. تم… بیشتر →
داستان زندگی منشهریار قصه گو wrote 2 years ago: بابا عادت کوه رفتن هفتگیاش را از سالهای قبل از تولد من داشت و تا امروز هم هنوز دارد. 4 یا 5 ساله ک … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: فکر میکنم هر فردی در دوران معینی از کودکی یا نوجوانیاش دستکم به یکی از افراد پیرامونش به عنوان قه … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: علت اصلی اینکه ما از کرمانشاه به تهران اومدیم آغاز جنگ بود. جنگ 1359 شروع شد. تقریبا به صورت همزمان … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: بابا و مامان هر دو تحصیل کرده بودن و شغل های خوب دولتی داشتن. توی سالهای آغازین دهه پنجاه کارمندان د … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: بیشتر سفرهایی که از دوران کودکی یادم میاد مربوط به سفرهای زمینی می شه. ما اون موقع یه ماشین پیکان سف … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: بابا عاشق موسیقی بود. فقط هم موسیقی کلاسیک اروپایی و موسیقی سنتی ایرانی گوش می داد. تعداد زیادی نوار … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: فکر می کنم حدودا 3 ساله بودم که بابا و مامان به این نتیجه رسیدن که من دیگه باید شبها توی اتاق … more →