فکر کنم حدودا 10 سالم بود (نیمههای سال چهارم دبستان) که ما بالاخره به وضعیت خانودگیمون توی تهران کمی سروسامون دادیم. بهاینترتیب که کلیه وسایلمون را از کرمانشاه منتقل کردیم به خونه جدیدمون توی تهران… بیشتر →
داستان زندگی مننوشت 2 years ago: فکر کنم حدودا 10 سالم بود (نیمههای سال چهارم دبستان) که ما بالاخره به وضعیت خانودگیمون توی تهران کم … بیشتر →
نوشت 2 years ago: سالهای اولی که ما به صورت غیر رسمی تهران بودیم شرایط زندگی من خیلی عوض شد. البته جنگ اوضاع زندگی همه … بیشتر →