امتحاناتم آنقدر سخت و آنقدر طولانی شده بود که فکر نمی کردم روزی تمام شود .روز آخر اکثر همکلاسی ها می گفتند که ناراحتند و دلشان نمی خواهد که تمام شود و دیگر همدیگر را نبینند . می گفتند که چقدر زود این… more →
ذهن خاكستريمهرنوش محتشمي wrote 5 months ago: امتحاناتم آنقدر سخت و آنقدر طولانی شده بود که فکر نمی کردم روزی تمام شود .روز آخر اکثر همکلاسی ها م … more →
مهرنوش محتشمي wrote 5 months ago: به وبلاگم مدیونم ! درسته ! مدیون خیلی لطف ها به من کرده ! خیلی دوستیها برایم به ارمغان آورده ! خیلی … more →
مهرنوش محتشمي wrote 11 months ago: وقتی به سراغت میاد که منتظرش نیستی ! وقتی که داری برای یک مهمانی مهم آماده می شوی تا در عروسی آشنایی … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: امروزه موبایل را در دست همه می بینید . نه فقط کسانی که به آن احتیاج دارند بلکه همه افراد آنرا جزء ن … more →