راهبی در نزدیکی معبدی زندگی می کرد . در خانه ی روبرویش ، یک روسپی اقامت داشت ! راهب که میدید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند ، تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش کرد : تو بسیار گناهکاری … more →
ساروی کیجاآريانا wrote 7 months ago: ديشب خواب ميديدم رفتم فرانسه (حالا چرا فرانسه؟! نميدونم والله، ولي چون ملت باهم فرانسوي بلغور ميك … more →
آريانا wrote 8 months ago: برف هم كه تشزيف آوردند…. به سبك اين روزهاي مهران مديري! تو خود زمستون اينقدر برف تو مركزشهر ني … more →
تسنیم wrote 1 year ago: كار كردن تو يه محيط سياسي با آدماي سياسي زده اعصابي پولادين مي خواد؛ مگر نه تكرار پذيري زيادي داره ر … more →
تسنیم wrote 1 year ago: كسي حرف جالبي مي زد:”جامعه اي كه توش قسم دادن و قسم خوردن زياد باشه ، جامعه ريا كاريه “ … more →
ساروِی کيجا wrote 1 year ago: یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند ، اطلاعیهی بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شد … more →
ساروِی کيجا wrote 1 year ago: راهبی در نزدیکی معبدی زندگی می کرد . در خانه ی روبرویش ، یک روسپی اقامت داشت ! راهب که میدید مردان … more →
ساروِی کيجا wrote 1 year ago: وقتی من کاری را دیر تمام میکنم، من کند هستم. وقتی رییسم کاری را طول دهد، او دقیق و کامل است. وقتی … more →
آريانا wrote 1 year ago: اين عزاداران محترم حسيني عجب هواري مي زدن سر ظهر عاشورا، حالا اين هوار زدن (كه البته الان همه ميان م … more →
آريانا wrote 1 year ago: تو بودي، … نه،تو نبودي، مي دونستم خودتي ولي زن بودي، س ي ن ه داشتي، صورتت – صورتش- … more →
آريانا wrote 2 years ago: گزارششو گمونم تو همشهري يا تهران امروز خونده بودم، خوب يادم نيست دقيقاً چه احساسي داشتم بعد از خوندن … more →
آريانا wrote 2 years ago: این روزها یادت از ذهنم پاک نمی شه، می دونم باز تاثیر تغییر فصله و خاطرات ناگزیر آزاردهنده سرکشی که د … more →
تسنیم wrote 2 years ago: شریف ترین انسانها به خوبی های دیگران اهمیت می دهند و بدی های شان را برجسته نمی کنند، افراد پست عکس ا … more →
تسنیم wrote 2 years ago: کسی که بخواهد منافع دیگران را تامین کند،از پیش منافع خود را تامین کرده است. (کنفوسیوس) … more →
ساروِی کيجا wrote 6 years ago: من اکانت ندارم اين هم که الان دارم قرضی است بعدا ميام يک عالمه می نويسم . الان می خوام برم به داد اي … more →
ساروِی کيجا wrote 6 years ago: لطفا توی کامنت های پست قبلی پيغام زمين رو بخونيد و نظر بديد که : ۱ – آيا من آدمی به نظر ميام … more →
ساروِی کيجا wrote 6 years ago: كودكي كه آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسيد : ” مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستي … more →
ساروِی کيجا wrote 6 years ago: اينو توی وبلاگ نياز خوندم ، خيلی بامزه است : زن مدل هارد ديسک: همه چی يادش میمونه، تا ابد ! زن مدل … more →
ساروِی کيجا wrote 6 years ago: اين داداش دوست قديمي ما يك وبلاگ زده مثلاً . بريد ببينيد و اگه چيزي فهميديد به من هم بگيد . يه سری ه … more →
ساروِی کيجا wrote 6 years ago: هي ! زن موزرد همه پولهاتو مي زنه به جيب چشماش ممكنه گرم باشه ولي قلبش حتما سرده سنش كه ميره بالا ، و … more →