یکی از مردم wrote 2 days ago: تنهاییام را بنواز در شادمانیات، تنهایی مرا با ساز ناکوکت بنواز بنواز آنچه میبینی آنچه میتوانی با … more →
ناصر wrote 2 weeks ago: بندهی خدا با کلی خرج، دیوارهای بیرونی ساختمونش رو کنیتکس کرده که مثلا تمیز بشه و نمای بهتری داشته … more →
خودم wrote 4 months ago: از همان اولین باری که او را دیدم میدانستم او همان کسی است که من را با خود خواهد برد. بلند بود و بزر … more →
ناصر wrote 4 months ago: بعد از دو ماه دیگه گفتن نداره، ولی من هنوز تو کف اون دیوارهای تازه رنگ شدهی سبزی هستم که بعد از انت … more →
Farbod wrote 4 months ago: وقتی راهی رو می ری که هیچ وقت نرفتی گاهی راه اصلی رو گم می کنی، گاهی هم نه به دیوار اگه مشت بزنی، گا … more →
خودم wrote 5 months ago: از توی صندوق کارتونی درش آورد و در میان جمعیت به دستم داد. عنوان کتاب به نظرم آشنا رسید: “ناقو … more →
مرتضي بهمني wrote 5 months ago: [پنج شنبه/ 18 تیر 1387 خورشیدی] اگه بخوایم یه ویژگی مثبت بارون رو بگیم بدون اینکه گرفتار رمانتیسمها … more →
bamdadi wrote 6 months ago: جایی در این نزدیکیها یک نفر هست که مرگ را دوست ندارد. او دستخط خوش، و شاید سواد بالا ندارد، ولی ب … more →
کاوه گیلانی wrote 8 months ago: هیچ وقت زندگی آن طوری که می خواهیم پیش نمی رود و اگر آن طوری که پیش می رفت سرنوشت هم می شد یک سریال … more →
bamdadi wrote 10 months ago: “من که سیگار نکشیدم. پس این همه دود از کجا اومده؟” با بیحوصلگی توی رختخواب غلط زد. تما … more →
bestdirectorever wrote 11 months ago: سوختم! بزن اون لامصب رو........! … more →
bestdirectorever wrote 11 months ago: کلید شماره 14 برای در شماره 1+12 … more →
مرجان wrote 1 year ago: ننه یه پیرزن بی سواد بود که خونه ش توی یه کوچه ی بن بست چسبیده به خونه ی قدیمی ما بود. همه ی محل ننه … more →
خودم wrote 1 year ago: زندگی بدون مرز برگهای سبز و کوچک و شاد از «دیوارها» اجازه نمیگیرند. Life without Border The green … more →
خودم wrote 1 year ago: دیوار برای این نیست که مانع عبور «تو» شود؛ دیوار قرار است مانع مزاحمت «دیگران» شود. یادت باشد دیوار … more →
bidaad wrote 1 year ago: یادم آمد،شوق روزگار کودکی مستی بهار کودکی رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت آسمان جلال دیگر پیش من داشت ش … more →
محمد کشوری wrote 1 year ago: به نقطه مشکی داخل قلب به مدت 30 ثانیه خیره شوید بعد به دیواری سفید در اطراف نگاه کنید و پلک بزنید . … more →
خودم wrote 1 year ago: آب تنهاییهایِ ماهی را پر میکند و سکوتی سیّال چشمهایش را میترساند میگذرد شعرِ بیصدایِ زندگیاش … more →
خودم wrote 2 years ago: من یاد گرفتم که «منطقی» باشم. … more →