جایی در این نزدیکیها یک نفر هست که مرگ را دوست ندارد. او دستخط خوش، و شاید سواد بالا ندارد، ولی بیشک از اهالی همین کوچه است، و میداند چگونه روی سیاهیهای دیوار، نوشتههای سبز بنویسد. ب… more →
بامدادیمرتضي بهمني wrote 1 day ago: [پنج شنبه/ 18 تیر 1387 خورشیدی] اگه بخوایم یه ویژگی مثبت بارون رو بگیم بدون اینکه گرفتار رمانتیسمها … more →
bamdadi wrote 1 month ago: جایی در این نزدیکیها یک نفر هست که مرگ را دوست ندارد. او دستخط خوش، و شاید سواد بالا ندارد، ولی … more →
مرده ی نیمه متحرک wrote 1 month ago: خیلی خوب بودی. میشد خوشحال بود که اگر دوستان قدیمی و جدید٬ پیر و جوان٬ و دور و نزدیک همین بغلمان نا … more →
کاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote 3 months ago: هیچ وقت زندگی آن طوری که می خواهیم پیش نمی رود و اگر آن طوری که پیش می رفت سرنوشت هم می شد یک سریال … more →
میم wrote 4 months ago: دنیا دیوارهای بلند دارد و درهای بسته که دور تا دور زندگی را فرا گرفته اند نمی شود از دیوارهای بلند … more →
bamdadi wrote 5 months ago: “من که سیگار نکشیدم. پس این همه دود از کجا اومده؟” با بیحوصلگی توی رختخواب غلط زد. تم … more →
bestdirectorever wrote 5 months ago: سوختم! بزن اون لامصب رو........! … more →
bestdirectorever wrote 5 months ago: کلید شماره 14 برای در شماره 1+12 … more →
مرجان wrote 8 months ago: ننه یه پیرزن بی سواد بود که خونه ش توی یه کوچه ی بن بست چسبیده به خونه ی قدیمی ما بود. همه ی محل ننه … more →
bamdadi wrote 9 months ago: زندگی بدون مرز برگهای سبز و کوچک و شاد از «دیوارها» اجازه نمیگیرند. Life without Border The gre … more →
bamdadi wrote 11 months ago: دیوار برای این نیست که مانع عبور «تو» شود؛ دیوار قرار است مانع مزاحمت «دیگران» شود. یادت باشد دیوار … more →
bidaad wrote 11 months ago: یادم آمد،شوق روزگار کودکی مستی بهار کودکی رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت آسمان جلال دیگر پیش من داشت … more →
محمد کشوری wrote 1 year ago: به نقطه مشکی داخل قلب به مدت 30 ثانیه خیره شوید بعد به دیواری سفید در اطراف نگاه کنید و پلک بزنید . … more →
bamdadi wrote 1 year ago: آب تنهاییهایِ ماهی را پر میکند و سکوتی سیّال چشمهایش را میترساند میگذرد شعرِ بیصدایِ زندگیا … more →
lukadium wrote 1 year ago: این عکس زیبا رو امروز در بالاترین دیدم.ظاهرآ ترجمه ای از یکی از شعرهای حافظ است که روی دیواری در شیک … more →
bamdadi wrote 1 year ago: من یاد گرفتم که «منطقی» باشم. … more →
bamdadi wrote 1 year ago: از لابهلایِ نمورِ دیوارِها از میان سایه افسردهٔ پرچینها از فرازِ سقفِ آسمانیِ خانه رخنه میکند. … more →
iraniankey wrote 1 year ago: وقتی خاطره های آدم ها زیاد میشه دیوار اتاقشون پر عکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتون … more →
iraniankey wrote 1 year ago: خسته شدم از بس که دویدم و رسیدم به دیوار برگشتم و دوباره دویدم ولی بازم خردم به دیوار لعنت به دیوار … more →