نوشتهیِ سامان آزادی پيرمردی را تصور کنيد که در حالِ روايتِ داستانی از جوانیِ خويش است و روايت رسيده به آن اوجِ مُعَوَّجی که فیالمثل قهرمان (راوی) ميانِ بيابانی، لابهلایِ گلهیِ گرگی، گرفتار آمده و … بیشتر →
سامان آزادی wrote 1 year ago: نوشتهیِ سامان آزادی پيرمردی را تصور کنيد که در حالِ روايتِ داستانی از جوانیِ خويش است و روايت رسيده … more →