دوستان و آشنایان عزیز و دلانگیز با سلام و احترام. به اطلاع میرساند وبلاگ من به این مکان منتقل شده است و اگر فیدباز هستید مطالب وبلاگ را از طریق این خوراک دنبال کنید. ایضاً دربارهی سرنوشت وبلاگ چهار… بیشتر →
روزانهترهای همان دخترک که چهار ستاره کم داردmadadkar wrote 10 months ago: دوستان و آشنایان عزیز و دلانگیز با سلام و احترام. به اطلاع میرساند وبلاگ من به این مکان منتقل شده … more →
madadkar wrote 11 months ago: ساعت از چهار صبح گذشته است حالا و من، بیخواب و کمی گیج و گنگام. هیچ علاقهای ندارم به نوشتن، دوست … more →
madadkar wrote 11 months ago: من اینجا رو دوست دارم؛ برف میآد هی × عکس از آقای خیال سبز … more →
madadkar wrote 11 months ago: «من عشق و عفو و کتم و مات، مات شهیدا»؛ درست. ولی اگه من دلام بخواد مثل یه آدم معمولی بمیرم و از این … more →
madadkar wrote 11 months ago: مراسم ازدواج در آسایشگاه کهریزک نگاه کنین اینجا × یه همکلاسی داشتیم توی دانشکده، جلال، ترم ششم بو … more →
madadkar wrote 11 months ago: Christmas Night in Tehran ××× … more →
madadkar wrote 11 months ago: دنیا دیگه مثل تو نداره! … کی نفس میکشید؟ کی لذّت میبرد ؟ کی غرق بود توی دریایی از آرامش؟ کی … more →
madadkar wrote 11 months ago: × گوربابای حقوق بشر! دلام میخواهد یک انشاء بنویسم با این موضوع امّا ویژهی خودم و بعد، کلّی جایزه … more →
madadkar wrote 11 months ago: قلبِ من از حضورِ تو شاد، غصه رو دل به باد داد حالا که تو کنار منی، روزهای خوش دوباره میآد گوش کنید … more →
madadkar wrote 11 months ago: این فرمان نود و نهم یعنی تا امروزِ من و این فرمان صدم یعنی از امروز به بعدِ من + خستهدل نباشی رفی … more →
madadkar wrote 11 months ago: من گفتم که غصّه نخورد که درست میشود اگر خدا بخواهد و او گفت که نمیخواهد درست بشود که دلاش میخواه … more →
madadkar wrote 11 months ago: این تقدیم که نوشتی، که به تو، که تو یعنی من، با این تیتر و شعر و آن تهنوشت، فکر کردم عروس شدهام و … more →
madadkar wrote 11 months ago: برای من که تاریخ شمسی و قمری را هم فراموش کردهام، که یادم میرود شنبه و جمعهی زندگیام، که اگر شما … more →
madadkar wrote 11 months ago: … من از اسب بیسوار خستهام … … more →
madadkar wrote 11 months ago: روز عید غدیر بود و من ناخوش. نشسته بودم اینجا؛ غمناک و پُر از اشک. بعد، دلام میخواست باور کنم عا … more →