دلم برای چند تا چیز اینجا خیلی تنگ میشود:- آن گوشهِ سمت راست که گاهی نقل قولی از شخصیتی یا وبلاگی (که هر کدامشان شخصیتی هستند ناسلامتی) میآوردم و کلی هم با این حرکت حال میکردم.- آدرس ایمیلهایی … more →
پابرهنهِ برخطمن مجازی wrote 1 week ago: زندگی گاهی از یه کوچهی بنبست، یه پارک، یه کافه، روی مبل راحتی اتاق، یه فکر، … حتی از یه کت … more →
من مجازی wrote 2 weeks ago: موهای ریختهی مامان، این روزا رو تکمیل کرد. پناه بردن به گلسای مهربون هم فقط چن ساعت تعلیق بود، چن س … more →
يک طلبه بيسواد wrote 3 weeks ago: به جان مادرت، راههاي بهتري هم براي خنداندن هست. آخر مگر مجبوري پاي هر بيانيهاي را امضاء کني؟! آن ر … more →
من مجازی wrote 1 month ago: جلیقه+ گلوله = جلیلهی ضد جلولوه پ.ن: آدم وقتی برای گفتن یه حرفایی عجله داشته باشه، همین میشه دیگه. … more →
1kimiagar wrote 1 month ago: الان ساعت 1:20 دقیقه نصفه شب 18 خرداد است و الان از شدت خوشحالی دارم میترکم و دارم بال در میآرم. … more →
يک طلبه بيسواد wrote 1 month ago: نفهميدم چطور شد بعد از کلاس، سخن از مرحوم آيت الله بهجت شد. يکي از طلاب(کلاس پايه سوم بود)، ادعاهاي … more →
من مجازی wrote 1 month ago: جریان خوابوندن ماشین توی یه پارکینگ تو خیابونه دیدار جنوبی به علت پارک به مدت نیم ساعت روی خط عابر پ … more →
من مجازی wrote 1 month ago: حلقه گمشده دانشمندا میگن حلقهی گمشدهی داروین رو تو آلمان پیدا کردن که یه فسیل 47 میلیون ساله است. … more →
يک طلبه بيسواد wrote 1 month ago: اعصابم خورده. پيشاپيش معذرت ميخوام. ـ عروس خانم! از ايستگاه مرقد امام تا ميرداماد سرجمع يک ساعت طول … more →
من مجازی wrote 1 month ago: سرطان سینه، مامان افسی… دکترش میگه: هر نخ سیگار یعنی سلولهای سرطانی. به خاطر همین از دوستای د … more →
bamdadi wrote 2 months ago: تو ضعیف نیستی تو ضعیف نیستی. در واقع تو خیلی هم قدرتمند هستی. برخلاف تو اما، من ضعیف هستم. قدرت تو … more →
من مجازی wrote 2 months ago: چرا وقتی بچهایم، دلمون میخواد زودتر بزرگ شیم؟ ولی حالا که بزرگیم، مدام به بچگیامون برمیگردیم؟ پ.ن: … more →
يک طلبه بيسواد wrote 3 months ago: گفت: امروز يه آقايی اومده بود سخنرانی. در مورد مسائل مربوط به خانواده حرف زد. حرفهاش خيلی به دل می … more →
من مجازی wrote 3 months ago: الان که پشت پیسی نشستم (3:47)، دارم وقت گذرونی میکنم که ساعت 4 بشه و از خونه بزنم بیرون… نکته … more →
من مجازی wrote 4 months ago: امشب که اومدم خونه، وقتی مامان افسی داشت تو بالکن سیگار میکشید، رفتم پیشش و گفتم میدونستی پسرا، مثل … more →
bamdadi wrote 4 months ago: - کاغذ کادو هم دارین؟ - بله البته. - پس بیزحمت کادوش کنید. زن یک برگهی کاغذی سیاه از زیر میز در آو … more →
من مجازی wrote 4 months ago: من الان دچار یاس فوتبالی شدم، آخه گل دقیقهی 93 چیه؟! داشتم کلی کرکری میخوندما… ): … more →
من مجازی wrote 5 months ago: امشب شب قشنگی بود، سفید بود و روشن. تهرون با پیادهروهای خلوت. کوچههایی که دلت میخواست تا تهش بر … more →
من مجازی wrote 5 months ago: وقتی امتحانی که از جزوهاش چیزی سر در نیوردی رو خوب میدی، وقتی میفهمی امتحان فردات که یه کتاب 500 … more →