دستش را کشید از دستم. - کف دستهام عرق میکنه! بدم میآد. نمیدانست دو سال صبر کردهام تا به این لحظه. دوسال! که راه برویم توی خیابان، دوتایی! نمی دانستی که دو سال صبر کردهام تا بدانم قلبم را تمام برا… more →
چسنالهbahareman wrote 3 days ago: سلام به همگی….خوبین؟؟! …راستش به صورت اساسی این چند وقته کار می کردم و درس می خوندم که ک … more →
Farbod wrote 6 days ago: دستش را کشید از دستم. - کف دستهام عرق میکنه! بدم میآد. نمیدانست دو سال صبر کردهام تا به این لحظه … more →
Farbod wrote 1 week ago: از طریقbe my autumn by =cat-woman-amy on deviantART. … more →
Farbod wrote 2 weeks ago: یادم نره، یادم باشه، که اگه این هفته، اون اتفاقی که قرار بیافته، بیافته، چه کارهایی باید بکنم. کل زن … more →
Farbod wrote 4 weeks ago: آدميزاد بعضى وقتها دلش براى كسى، براى دوستى تنگ میشود. اما، بايد خفه شود و بزند توى سر دلتنگى و خود … more →
bahareman wrote 1 month ago: …خدا رو شکر…می گذرونیم…بالا،پایین…خوب،راحت،سخت،ناراحت کننده…چاره ای … more →
bahareman wrote 1 month ago: سلام… روزها میان و می رن و زندگی همچنان جریان داره…جایی خونده بودم که: برای دنیا هیچ وقت … more →
Farbod wrote 1 month ago: این روزها، الکی خوبم. خوشم. نمیدانم چرا. می دانمکه نباید باشم. ولی هستم. شاید خوشی پیش از طغیان با … more →
Farbod wrote 1 month ago: حواسم باید باشد این روزها، که انرژی بدهم به خودم. به هر طریق ممکن. به هر وسیله ای که می شود. یادم با … more →
bahareman wrote 1 month ago: از طرف پرستو خانوم گل ( که با خوندن پست آخرش کلی ضد حال خورده ام چون نوشته که می خواد وبلاگ ورد پرسش … more →
Farbod wrote 1 month ago: باید قبول کنم همه چیز بر مبنای یک سوءتفاهم اتفاق افتاد. چیزی که من برداشت کرده بودم و فکر میکردم، آ … more →
Champion wrote 2 months ago: نمی دونم این عقیده تا چه حد درسته ، اما هر وقت از من می پرسن که چرا وبلاگ می نویسی جواب میدم که : … more →
Farbod wrote 2 months ago: هیچ چیزی ندارم برای گفتن این روزها، حتی غر زدنم هم نمی آید… خسته ام و سردرگم… "we a … more →
Farbod wrote 3 months ago: باید سگ باشم در این روزگار و پیش پیش پاچه ها را بگیرم تا کسی پاچه ام را نگیرد! زودتر از بقیه بزنم له … more →
Farbod wrote 3 months ago: دلم می خواهد برایت نامه بنویسم، بد خط و ناخوانا، آن جوری که نفهمی اصلن چه نوشته ام. بعد صدایم کنی که … more →
bahareman wrote 3 months ago: سلااااااااااااااااام به همه دوستای نازنین خودم خوبید؟ خوش می گذره بهتون انشالله؟ ….آخیش… … more →
Farbod wrote 3 months ago: شده عین زخمی که هی سعی میکنی فراموش کنی! هی از یاد می بری! سرتو گرم میکنی! اما، یهویی که یادت میاد، … more →
Farbod wrote 4 months ago: همه ی عمر، بابت هر چیزی، به عالم و آدم جواب پس داده ایم … بس است دیگر! بس است … سوال نکن … more →