مهدي wrote 9 months ago: خب! بعد از کلی دورخیز و برنامه ریزی، دوباره وبلاگ اصلی خودم راه افتاد و از امروز در همون www.rouzane … more →
مهدي wrote 9 months ago: تو شركتمون يه فشن استخدام شده از اينا كه موهاشو سيخسيخي درست ميكنه و شلوارجين فلان و لباس چسبون مي … more →
مهدي wrote 9 months ago: شمال حسابي باروني بود. هواي باروني رو بيشتر از آفتاب دوست دارم. نه اينكه همش بارون بياد اما حداقل … more →
مهدي wrote 9 months ago: چاي و ليمو ميخورم. اصلا اين نوشيدنيهاي حين روزست كه انگار آدمو سرپا نگه ميداره، دوست ندارم چاي رو … more →
مهدي wrote 9 months ago: ديدين بعضيا وقتي ميآن جلوي اين دستگاههاي عابربانك انگار دارن چه پروژه عظيمي رو اجرا ميكنن؟ طرف يه … more →
مهدي wrote 9 months ago: بعضي وقتها روي زمين كه ميشينم انگار دارم جون ميدم! اينقدر جا به جا ميشم كه… اول كار چار زان … more →
مهدي wrote 10 months ago: ميگويم كه من گاهي سازم را دستم ميگيرم اما چيز ديگري كه درسم نيست ميزنم، گاهي در حد دنگ و دونگ و … more →
مهدي wrote 10 months ago: اون روز خانومه داشت در مورد خونهشون و اجاره و از همين حرفهاي صدمن يك غاز حرف ميزد – از همين حرفايي … more →
مهدي wrote 10 months ago: ديروز از آن روزهاي تعطيل منحصر به فرد بود، از آن روزهايي كه از سرخوشي بالا – اين بالا كه ميگويم در … more →
مهدي wrote 11 months ago: دیشب فيلم شهر فرشتهها رو ديديم، قشنگ بود. يه ركوردي هم كه در اين فيلم ثبت شد اين بود كه من تا ساعت … more →
مهدي wrote 11 months ago: رسما يه واحد تشكيل شده به نام ” خرابكاري به طرح و برنامه و نابود كردن توسعه سيستمها” ! … more →
مهدي wrote 11 months ago: مديريت محترم واحد مربوطه ! با سلام بنده از نظر طبقه بندي شغلي آدمهاي شاغل اطراف را به دو قسمت كلي … more →
مهدي wrote 11 months ago: دیشب دقیقا” همین موقع کنسرت جناب شوالیه بودیم! چه بگویم از بی نظمی ها و تاخیر یک ساعت و پانزد … more →
مهدي wrote 11 months ago: صداي كمانچه و سازهاي ضربي ميآيد، هدفون را توي گوشم فرو ميكنم و حس ميكنم همان وسط هستم، دوست دارم … more →
مهدي wrote 11 months ago: “جماعت من دیگه حوصله ندارم” اصلا صداي اين فرهاد يه جوري هميشه تو اعماق وجودمه، با آن آهن … more →
مهدي wrote 11 months ago: تو تاکسی از اون آهنگ قدیمیهاي قري را گذاشته بود، معین با صداي جوون ميخوند: “کفتر کاکل به سر … more →
مهدي wrote 11 months ago: دختره ميگفت کلا آقایون اینجورین خوار مادرشون رو که ميبینن سر حال ميشن! همینجوری ميگفت دقیقا … more →
مهدي wrote 11 months ago: گند بزنن به رابطه ما آدم بزرگا كه حتي در روابط ساده و دوستانه باهم اون قدر سياسي بازي و روابط پشت پر … more →
مهدي wrote 12 months ago: بهم ميگه ميدوني اين كلمه يعني چي؟ ميپرسم چي؟ ميگه يه لحظه بيا نزديكتر… همينجور روي صندلي … more →