مدتی هست که اعتماد به نفسم کم شده در حد 26 درجه فارنهایت زیر صفر .بعد از این ماجرای انتخابات هم که داشتم از دست میرفتم . تا اینکه امروز گفتم اینطوری فایده نداره و یه سی دی از بانو مدونا و مرحوم مایکل … more →
Mr.Ghezavatdiisignotis wrote 13 hours ago: میبینی دیگر روزهای نکبت هم به همان سرعت روزهای شادی شب میشود، انگار زمان هم از بازی خسته شده کنار … more →
ارسلان wrote 14 hours ago: هفتهی وحشتناکی رو پشت سر گذاشتم، اتفاقات مزخرفی طی این هفته افتاد، اما هر چه بود گذشت. خدا باقیش رو … more →
حامد wrote 17 hours ago: سال قبل ، وقتی روز تولدم رو پدر و مادرم یادشون رفت گفتم اتفاقیه که ممکن ِ همیشه پیش بیاد. روز تولد ر … more →
مستر قضاوت wrote 23 hours ago: مدتی هست که اعتماد به نفسم کم شده در حد 26 درجه فارنهایت زیر صفر .بعد از این ماجرای انتخابات هم که د … more →
hadinik wrote 1 day ago: به سلامتی و میمنت امتحانات این ترم ما به کل تموم شد و میتونیم یه نفس راحت بکشیم و وقت کافی برای حضور … more →
شین wrote 2 days ago: روزی روزگاری یک بچه ای بود که خیلی تنها بود.خیلی.نه خواهری نه برادری، مادرش دانشجو بود و شاغل ، پدرش … more →
رخساره wrote 2 days ago: کلمات هم میگریزند از ذهن و جز بغضی در گلو چیزی نمی ماند ! … more →
شین wrote 2 days ago: رابطه اتان با خواب دیدن چطوره؟ خواب میبینید؟ به خاطر می آورید؟ در خواب حرف میزنید؟ کابوس دیدید؟ خواب … more →
diisignotis wrote 2 days ago: بعد بلند شدن از 15 16 ساعت خواب پشتسرهم ؛ اون احساس علاقه و اشتیاقی که نسبت به دوباره خوابیدن دار … more →
حميده wrote 3 days ago: هستی، احساس تنهايی نمیكنم. برای درك حس هفتم،گوشهايی كه صدايت را میشنوند و حس هشتم، چشمهايی كه ح … more →
شین wrote 3 days ago: سوم دبستان که بودم، موقع طرح قسمت های کتاب فارسی برای امتحان املا، من تمام قسمت های امتحانی رو شنیدم … more →
آغازاده wrote 4 days ago: کلام اول: توصیه اکید که سعی نشود از این جملات سر درآورد و آن را تفسیر کرد که جز تضییع وقت حاصلی ندار … more →
مستر قضاوت wrote 5 days ago: میگه که اینکه کجای دنیا از صفر شروع کنی خیلی مهمه و مثلا توی ایران از صفر شروع کردن با کاناداش خیلی … more →
آغازاده wrote 6 days ago: بعد امتحان شوکه و گلو خشک تحت تاثیر گرما و چند چیز دیگه یه سایه گیر میارم کنار خیابون و کمی دور خودم … more →
ارسلان wrote 6 days ago: امروز هم به عجیب غریبی گذشت، البته هنوز دو ساعتی از روز باقی مونده، صبح رفتم بنزین زدم، خودم نه ها! … more →
lahze wrote 6 days ago: آیی . نوشتن در وردپرس چه کیفی دارد . بعد از مدتها تونستم اینجا بنویسم .فهمیدم دردش چیه .درپست بعدی خ … more →
ارسلان wrote 1 week ago: امروز خیلی بیخود گذشت، کار مهمی انجام ندادم، اصلا حس و حال هیچ کاری نبود، میخواستم مباحثی از مهندس … more →
شین wrote 1 week ago: این روز ها دلم می خواد که به هیچ چیز فکر نکنم.فعلا قصد دارم روی درس ها تمرکز کنم.از طرفی اتفاقات عجی … more →
حامد wrote 1 week ago: مکان : صحن دادگاه زمان : شاید این دنیا – شاید هم دنیایی دیگر ! قاضی در حال بررسی کاغذهای روی م … more →