مهر من آن سالها، سي و يكم شهريور آغاز مي شد، با پايان ناگهاني تابستان گرم و پذيرا، با جنگ، با هشدار بي امان آژير قرمز، با به هم چسبيدن از سر ترس، سكوت ممتد و گوش سپردن به آسمان و زمين، آنقدر كه صداي چ… more →
يادداشت هاي گاه و بيگاهnillgoonn wrote 1 month ago: مهر من آن سالها، سي و يكم شهريور آغاز مي شد، با پايان ناگهاني تابستان گرم و پذيرا، با جنگ، با هشدار … more →
nillgoonn wrote 1 month ago: انارهاي باغچه رسيدهاند تركخورده و رها ميان دستان سرد باد با سبد مهر بيا و از سر شاخههاي عريان تما … more →
nillgoonn wrote 1 month ago: انارهاي باغچه رسيدهاند تركخورده و رها ميان دستان سرد باد با سبد مهر بيا و از سر شاخههاي عريان تما … more →
nillgoonn wrote 2 months ago: براي فاطمه شمس اشك ها به غبارروبي غمت آمده اند به آب و جاروي چشم هاي انتظار و گونه هاي زرد قدومشان م … more →
nillgoonn wrote 2 months ago: براي فاطمه شمس اشك ها به غبارروبي غمت آمده اند به آب و جاروي چشم هاي انتظار و گونه هاي زرد قدومشان م … more →
nillgoonn wrote 1 year ago: امروز روز تو است و من بيا قسمت كنيمش با ديگران با دختران و پسران قطعه كودكان كه هيچ نشاني از مادر ني … more →
nillgoonn wrote 1 year ago: امروز روز تو است و من بيا قسمت كنيمش با ديگران با دختران و پسران قطعه كودكان كه هيچ نشاني از مادر ني … more →
nillgoonn wrote 1 year ago: عادت مألوفيست اين هديه دادن ها و هديه گرفتن ها و تبريك گفتن ها در آن روز خاص كه مثلا روز تو است يا ر … more →
nillgoonn wrote 1 year ago: عادت مألوفيست اين هديه دادن ها و هديه گرفتن ها و تبريك گفتن ها در آن روز خاص كه مثلا روز تو است يا ر … more →