دلم میخواد خودم رو غافلگیر کنم. یه طوری که خودم هم بمونم تو کَفاش!!!… بیشتر →
روزانهترهای همان دخترک که چهار ستاره کم داردنوشت 1 year ago: دلم میخواد خودم رو غافلگیر کنم. یه طوری که خودم هم بمونم تو کَفاش!!! … بیشتر →
نوشت 1 year ago: دوباره این تهران را در خاطراتِ تازه میبینم و احساس میکنم نیازی نیست به تبعید و دوری. به کلبهی جنگ … بیشتر →
نوشت 1 year ago: یک کلبهی کوچک جنگلی با سقف چوبی. ایوان هم داشته باشد، کلبه را خودمان میسازیم. من این مُدل کارهای … بیشتر →
نوشت 1 year ago: سارا یاد اون وقتهای قدیم افتادم … هیشکی نبود … من و تو همهی شب تا صبح، جیک جیک میکردی … بیشتر →
نوشت 1 year ago: خیلی جدّی دربارهی دوستش حرف میزنیم که از روز ملاقاتشون به این وَر دیگه خبری نشده اَزش. داره میگه … بیشتر →
نوشت 1 year ago: به من میگه:«الان شدی شبیه مورچههای باربَر که میتونن چندبرابر وزنشون بار حمل کنن.» میگم:«چرا من … بیشتر →
نوشت 1 year ago: عید شما مبارک من - موسیقیاش رو که هنوز دانلود نکردم ولی، این دخترک رو دوست دارم. خوشحالم کرد. خوبم … بیشتر →
نوشت 1 year ago: :: تهرانِ امروز بیشتر حالیاَم کرد که خیلی عوض شدهام در این مدّت. این مدّت یعنی بیشتر از دو سال که … بیشتر →
نوشت 1 year ago: حالا يك امروز و امشبِ زندگي، ما خودمان را زدهايم به كوچهي علي چپ، تو گير دادهاي به نيمهي خالي ل … بیشتر →