رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: روز نوشت من

وب‌نوشت‌های ویژه

دات کام شدم!

Mahsa wrote 10 months ago: دوباره از این خانه هم رخت بر بستم و زین پس در این آدرس خواهم نوشت: http://blog.mahsazarrin.com یعنی … more →

سالمرگ زنی که چه زود رفت و من چه دوستش میدارم!2 comments

Mahsa wrote 10 months ago: لعنت به خواب! امروز قرار بود بریم ظهیرالدوله، این خواب لعنتی اجازه نداد. الان شبکه VOA با حسین منصور … more →

برچسب‌ها: درباره دیگران

ما بی چرا زندگانیم

Mahsa wrote 10 months ago: دیروز: امروز حداقل استرس ندارم! نشستم کیف پولم رو نگاه کردم. تقریبن 50 هزار ریال موجودی دارم! نون و … more →

برچسب‌ها: شعر دیگران

نـــــــــــــه

Mahsa wrote 10 months ago: می زدم باز. ابسولوت بلک اند وایت. حالم به هم خورد. این خط این نشون، دیگه نمیزنم. لحظه رو از اونی که … more →

هی هی هی ...

Mahsa wrote 10 months ago: در نزدیکیهای خودم تنها نشسته ام نوسانها خاکستر شد و خاکسترها از میان انگشتانم فرو ریخت /شعر از سهراب … more →

دات کام و دانلود ای ساربان

Mahsa wrote 10 months ago: سخت درگیر راست و ریست کردن تمپلیت وبسایتم (که علی بهم کادوی تولد داده) ، هستم. مطالب این بلاگم و اون … more →

رفتن همیشه رفتن

Mahsa wrote 11 months ago: بدون اطلاع قبلی چمدانم را باز بستم. خواستم بخوابم، خوابم نبرد. نگرانم! خودم برای خودم تصمیم گرفتم که … more →

نگاه كن كه چه برفی می بارد...

Mahsa wrote 11 months ago: برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!  /  بنشين، خوش نشسته‌اي بر بام. پاکي آوردي ــ اي اميد ِ سپيد! ــ  /  … more →

ما باهمان تنهایان

Mahsa wrote 11 months ago: کوهها با همند و تنهایند / همچون ما با همان تنهایان دست خسته به فرمان نیست… نه، باید بنویسم. مو … more →

رویای بیداری

Mahsa wrote 11 months ago: تو از من خرابه میسازی و من از خرابه، خـــدا مقدمه: من اصولن طبق تعاریف باید آدم آنتی اسلامی باشم، هی … more →

برچسب‌ها: من و خدا

دستان فرشته و خدا

Mahsa wrote 11 months ago: یک سال و هفت ماه از روزی میگذرد که صفحه مجازی یاهو 360 من به کل تغییر هویت داد و من توی بلاگ 360 نوش … more →

10 ژانویه و تولدم مبارک1 comment

Mahsa wrote 11 months ago: پاییز خشم آلود در آخرین شعله های بی نوری و حرارت آذر سوخته ، خاکستر شده بود ، تازه تازه زمستان با اش … more →

رسیده ام به ناکجا، مرا به خانه ام ببر

Mahsa wrote 11 months ago: باز من و این صفحه های مجازی و بغض  را ترکاندن. حتی کاغذها، حتی دفترها و خودکارها دیگر بی معنی و خسته … more →

تقویم تاریخ

Mahsa wrote 11 months ago: این روزها که علی اینجا بود، وقت چندانی برای نوشتن نداشتم. حالا مینویسم. سه شنبه 87/10/10: ساعت حدود … more →

The Ring

Mahsa wrote 11 months ago: اولین روز از سال 2009 میلادی: حلقه ازدواج خریدیم. مبارک عزیزم. … more →

آرامش با زندگی نکردن اجباری3 comments

Mahsa wrote 1 year ago: یه روز از خواب پا می شی میبینی رفتی به باد هیچ کس دور و برت نیست همه رو بردی زیاد چند تا موی دیگه ت … more →

ابلها مردا، عدوی تو نیستم من، انکار توام2 comments

Mahsa wrote 1 year ago: چقدر دلم برای این سکوت گفتنی و خود خودم تنگ بود… خیلی نبودم این روزها حالا هستم و چند کیلویی ک … more →

دعا کن1 comment

Mahsa wrote 1 year ago: 1-از عروسی آبجی آقای ماه شب مهتاب برگشته ایم، در حالی که گردن دردم خفن فزونی گرفته. 2- فردا پس فردا … more →

برچسب‌ها: من و خدا

ابدیت غم1 comment

Mahsa wrote 1 year ago: 1- ساعت حدود شش صبح بعد از حمام رفتم جلو آینه، زل زدم، گفتم چشمات وقت گریه هم قشنگن! 2_ دیرم شده، دا … more →

برچسب‌ها: شعر دیگران


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
همه →

این برچسب را با خوراک دنبال کنید