کلهات که داغ شد، دستات سرد. فشارت ۱۸. انگشتهات بندری زدند هی؛ بیاختیار. بالا پریدی پایین، ورج کردی، وورج کردی: – «شاش داری برو، کسی نیست. برق الکی روشنه!» – «صدا قلبت چرا تا اینجا میاد؟… more →
سوتکامیر تیموری wrote 3 months ago: به بهانهی هرزهنگاری، زندگیمان را فیلتر کردهاند. فیلماش میکنند. «شوک» میدهند بهمان بگمانشان؛ … more →
امیر تیموری wrote 4 months ago: من بر هر آنچه «هست»، نوشتهام: «نیست» … more →
امیر تیموری wrote 5 months ago: بیشترین ارجاع به سوتک، حاصل جستجوی واژهی «اسکینر» در موتورهای جستجوست. عجب! … more →
امیر تیموری wrote 7 months ago: به گذشته که نگاه میکنی، مخصوصا به خودت، دلات میخواد حسابی بخندی. اما حیف! خندهات نمیگیره. … more →
امیر تیموری wrote 7 months ago: با یه دست نه تنها دوتا که بیستا هندونه رو هم نمیشه برداشت! … more →
امیر تیموری wrote 11 months ago: بیحوصلگیهای تابستان امان نمیدهد… … more →
امیر تیموری wrote 1 year ago: دیروز زیر برف، بعد از یک جدل اساسی راجع به تاویل متن، به ذهنام آمد که فیلم مارمولک، چقدر دور پستمد … more →
امیر تیموری wrote 1 year ago: اسپم گرفتار شد Akismet ۱ اسپم گرفته است باری شما که اولین بار است آن را نصب میکنید. شما در حال حاض … more →
امیر تیموری wrote 1 year ago: هر جا که باشد حضورش را اعلام میکند؛ زارت! مهم نیست که تنها باشد یا در جمع، وجودش را اعلام میکند؛ ز … more →