هنگام عبورت از پنهانی ترین لایه های ذهنم آنجا که تنها خدا و فقط او در لحظه های پیوند عشق و آغوش به آن سر کشیده بود آفتاب سر می زند خورشید گر می گیرد و من آفتاب پرستی خجول خواهم شد که از سرنوشت محتومم … more →
سر در نمیآورم ...wrote 3 months ago: هنگام عبورت از پنهانی ترین لایه های ذهنم آنجا که تنها خدا و فقط او در لحظه های پیوند عشق و آغوش به آ … more →
wrote 3 months ago: ترس، اضطراب، وحشت، هراس و نگرانی در افکار و روانش ریشه دوانیده بود. او محکوم به زوال بود و هر لحظه ر … more →
wrote 6 months ago: اگر فیلم “دربارهی الی” ساختهی آقای اصغر فرهادی را هنوز ندیدهاید حواستان باشد که این … more →
wrote 7 months ago: حالا میفهمی ، که چرا این همه دلتنگم ؟ وقتی که سرم بر سینهات کودکی میکند … … more →
wrote 7 months ago: تو بگو عشق ، یا حس ، یا هوس ، یا هر کوفت دیگری ! تن خیلیها را دیگر نمیلرزاند هیچ زلزلهای هم کارسا … more →
wrote 8 months ago: شاهکار عمر من دزديدن از شب هاست … شب که شهر از خستگی منگ است عاری از فرياد و نيرنگ است خالی از … more →
wrote 8 months ago: از آخرِشاهنامه خوش تر ، سطري است كه از دستهايت به دنيا ميآيد ؛ به دنیای من میآید … با حرف ها … more →
wrote 9 months ago: پدرم می گفت: کوه ها همان عاشقانی هستند که اجازه نداشتند به هم دست بزنند پدرم می گفت: اگر فقط عاشق کو … more →
wrote 9 months ago: آن چه را دوست میداشتم دیگران نیز دوست میداشتند و این دوست داشتن تکرار عذابی بود ـ جهنمی عظما ـ من … more →
wrote 9 months ago: سقف پایین آمد و هر دو ما زیر سقف بودیم . همه چیز در کسری از ثانیه رخ داد … وقتی زیر باران قدم … more →
wrote 9 months ago: در جمعیت نیمه روشن آن سوی پنجره در ایستگاه دنبال کسی شبیه تو می گردم… خوب می دانم که کسی تو نم … more →
wrote 10 months ago: سرد و گرم دنيا را در آغوش تو چشيدهام … تابستان را با نسیم خنک موهایت میگذرانم پائیز، با خاطر … more →
wrote 10 months ago: فکرش را بکن … من هزار سال دوستت بدارم و تو هزار سال پیش رفته باشی مسخره نیست ؟ ز.م : راستی عشق … more →
wrote 10 months ago: وقتی تو رفتی ، آهسته آهسته گریه کردم تو که میدانستی خطرناک نیستم ! این مُشت ِ پر کرده فقط به کار با … more →
wrote 10 months ago: گاهی باید انسانهای دور و برت را یکجا انتخاب کنی و ” مارک آل از رید ” را به آرامی بفشاری … more →
wrote 10 months ago: این جنازه را لطفن از اینجا بردارید مرگ قلقلکش میگیرد ، میخندد … … more →