با دوستی گپی میزدیم و اختلاطی میکردیم چند روز پیشا. وسطــای بحث، رو به من کرد و گفت: فلانی، بذار یه چیز جالبی برات بگم. گفتم: بگو! گفت: مادر بزرگ پیری داشتم، خدا رحمتش کنه، همیشه میگفت خدا من رو خیلی … بیشتر →
AARYOO's blogَaaryoo wrote 10 months ago: با دوستی گپی میزدیم و اختلاطی میکردیم چند روز پیشا. وسطــای بحث، رو به من کرد و گفت: فلانی، بذار یه … more →