12dana wrote 8 months ago: هدیه ساده برای زریان عزیزم اسم من زریان است زادگاهم مر … more →
12dana wrote 10 months ago: ای کاش بدنیا نمی آمدم این بدبختیهارا نمی کشیدم بسن … more →
12dana wrote 10 months ago: درگرداب تنهایی درحصیر آباد، عمو شهابی را دیدم خانه بد … more →
12dana wrote 10 months ago: قدم زدن درتکسلولی خانه ام نگاهی ازپنجره به طبیعت آسمان … more →
12dana wrote 10 months ago: انوش بیست سال داشت در دریچه خانه شان هر روز به پنچره همس … more →
12dana wrote 11 months ago: خانه ای در تاریکی تابستان است تابستان گرم وخشک سال هوا … more →
12dana wrote 11 months ago: ا نتظار نداشتم چنین روزی نصیبم شوداین پیروز ی سا لها ه … more →
12dana wrote 11 months ago: نبز عزیزم! تو نهالی بودی شکوفه ها یت درفصل بهار بویش بمش … more →